ارزیابی مولفه‌های ناسازگار «معماری خانه» در چهار دهه اخیر، با رجوع به دیدگاه ساکنان خانه‌‌ها در بافت میانی شهر کرمانشاه

نویسندگان

1 دانشیار گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس تهران، تهران، ایران (نویسنده مسئول).

2 استاد تمام گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس تهران، تهران، ایران.

3 پژوهشگر دکتری معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس تهران، تهران، ایران.

4 دانشیار گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس تهران، تهران، ایران.

doi
10.22034/aaud.2023.359522.2709
چکیده

یکی از اصلی‌‌ترین مسائل در زمینه معماری، ارزیابی روند زندگی پس از ساخت است که میزان توفیق یک اثر معماری را در نسبت با ساکنان آن مشخص می‌‌کند. حال اگر این ارزیابی در اجزاء خانه‌‌هایی که به صورت الگو در دوره‌‌های مختلف تکرار شده‌‌اند انجام شود؛ می‌‌تواند کمک‌‌کننده به شکل‌‌گیری خانه‌‌هایی با هماهنگی بیش‎تر با ساکنانش در آینده باشد. ارزیابی ناسازگاری‌‌های ایجادشده در اجزاء و مولفه‌‌های سازنده خانه که از طریق پژوهش‌‌های جزءنگر به‌‌دست‌‌آمده است در جریان واقعی زندگی از طریق قیاس میان وضع موجود با وضع مطلوب خانه از نگاه ساکنان. از نظر ماهیت ترکیبی، از نوع کاربردی، توصیفی- تحلیلی و از نظر شیوه جمع‌‌آوری داده‌‌ها، مطالعه کتابخانه‌‌ای و پژوهش میدانی می‌‌باشد. در این راه برای گردآوری داده‌‌ها از پرسش‌نامه استفاده شده ‌‌است. جمعیت آماری شامل 950 خانواده ساکن در بافت میانی شهر کرمانشاه است. طبق فرمول کوکران، 273 نفر از این جمعیت به عنوان حجم نمونه انتخاب شده‌‌اند که طی تابستان 1400 در این منطقه ساکن بوده‌‌اند. تجزیه و تحلیل داده‌‌ها در نرم افزار SPSS انجام شده است. نتایج به‌‌دست ‌‌آمده از نسبت آزمون T تک‌نمونه‌‌ای، مقدار معنادهی SIG و میانگین فراوانی داده‌‌ها، در قیاس میان وضع موجود و وضع مطلوب نشان می‌‌دهد که در اجزاء خانه‌‌ها، ناسازگاری‌‌هایی وجود دارد که در دهه‌‌های مختلف متفاوتند. همچنین بر اساس پاسخ ساکنان می‌‌توان نتیجه گرفت که ممکن است خانه به واسطه تمامیت آن برای ساکنان خود مطلوب تلقی گردد، حتی اگر در برخی اجزا نامطلوب باشد. از قیاس میان اجزا خانه در دهه‌‌های مختلف به 11 معیار ناسازگاری در خانه‌‌ها خواهیم رسید؛ ایجاد فضا بدون در نظر گرفتن رفتارهای ساکنان، عدم ارزش‌‌گذاری فضاها، حذف فضاهای واسط، مکلف بودن، عدم ماندگاری، فقدان پیوند با زمینه، ضعف کنترل داشتن، از بین رفتن منظرگاه، کاهش تنوع فضایی، کاهش تنوع خانه‌‌ها و مسائل اقتصادی از آن‌‌ها هستند.

کلیدواژه‌ها