رابطهی پیکرهبندی فضایی و دسترسیپذیری در بهبود کیفیت عملکردی مدارس پسرانه مقطع ابتدایی شهر شیراز، مورد مطالعاتی: مدارس صحت، معارف 6، معارف 7 و علم و زندگی
نویسندگان
1 دکتری تخصصی معماری، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران.
2 استادیار گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
doi
10.22034/aaud.2023.377473.2745چکیده
دسترسیپذیری بهعنوان یکی از ویژگیهای محیطی در مدارس، بهنظر میرسد نقشی اساسی در ارتقاء تعامل بین دانشآموزان ایفا میکند و موجب ارتقاء جذابیت محیطی در مدارس میشود. هدف از پژوهش حاضر این است که نقش مؤلفههای دسترسیپذیری بر کیفیت عملکرد دانشآموزان سنجیده شود و رابطهی میان آنها تحلیل و ارزیابی گردد. جهت نیل به این هدف با بهرهگیری از مطالعات کتابخانهای و رسیدن به اجماع نظری در مصاحبه با متخصصان حوزه معماری، مؤلفههای مؤثر دسترسیپذیری در مدارس استخراج شده که عبارتند از ارتباط و کنترل، همپیوندی فضاها، تناسبات هندسی مسیرهای ارتباطی، خوانایی مسیرها، چشمانداز طبیعی و عمق فضا. سپس پرسشنامهای بین دانشجویان معماری تنظیم و توزیع شده و در تحلیل دادههای پرسشنامه بهروش همبستگی و تحلیل مسیر به تبیین مدل و استخراج چهار چرخهی عملکردی، ارتباطی، هندسی و ادراکی پرداخته شده است. در مدل نهایی رابطهی میان مؤلفهها و میزان تأثیر آنها بر یکدیگر تحلیل و ارزیابی شده است. عمق فضا به واسطهی مؤلفههای ارتباط و کنترل و تناسبات هندسی مسیرها بر چرخهی عملکردی مدل تأثیرگذار بوده و علاوه بر آن رابطهای غیر خطی با مؤلفهی همپیوندی دارد که بیانگر بهبود کیفیت عملکردی در مدارس میباشد. همچنین به کمک پیکرهبندی فضایی در چهار مدرسه که بهصورت نمونهگیری خوشهای در شهر شیراز انتخاب شده، با استفاده از نرمافزار نحو فضا تحلیل نحو فضایی آنها پرداخته شده است. بر اساس مطالعات گردآوریشده در مدل نهایی پژوهش، مؤلفهی حریم با شاخص نحوی عمق فضا، مؤلفهی ارتباط مسیرها با شاخص نحوی ارتباط و اتصالپذیری و در نهایت مؤلفهی دعوتکنندگی مسیرها با شاخص نحوی همپیوندی قابلیت تعریف دارند. نتایج پژوهش بیانگر این مطلب است که نتایج مشاهدات عینی در تحلیلهای پیکرهبندی و نتایج تحلیل مسیر در مدل نهایی پژوهش مطابقت داشته و دسترسیپذیری در بهبود کیفیت عملکردی مدارس نقش بهسزایی دارد.