تدوین الگوی مشارکت اجتماعی در توسعه بافت پیرامونی حرم مطهر رضوی بر اساس رویکرد سیتماتیک نظریه داده‌‌بنیاد، مورد مطالعاتی: محله سرشور

نویسندگان

1 استادیار گروه شهرسازی دانشکده هنر، معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان، ایران (نویسنده مسئول).

2 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکده هنر، معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد واحد کرمان، ایران.

3 استادیار گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان، ایران.

doi
10.22034/aaud.2023.324712.2606
چکیده

امروزه یکی از دغدغه‌‌ها و مسائل اصلی مدیریت محلات پیرامونی حرم مطهر رضوی در شهر مشهد، نحوه مشارکت و شناخت فرآیند مشارکت اجتماعی ساکنان این محدوده شهری است. در محله سرشور واقع در ضلع جنوبی این بافت، اگرچه در سال‌های اخیر با ایجاد نهادی چون شورای اجتماعی محله میل به استفاده از مشارکت اجتماعی ساکنین افزایش یافته، ولی کمبود مطالعات کیفی و نبود الگویی نظری برای مشارکت ساکنین احساس می‌‌شود. از این رو، این تحقیق به بررسی فرآیند مشارکت اجتماعی رسمی و غیررسمی و ادغام آن به صورت یک الگو به صورت کیفی می‌‌پردازد. مشارکت اجتماعی دارای دو بعد رسمی و غیررسمی است. هدف این مقاله دستیابی به الگوی مشارکت اجتماعی ساکنین محله سرشور مشهد برای کاربرد آن در برنامه‌‌ریزی شهری از طریق شناسایی و ادغام فرآیند مشارکت اجتماعی رسمی و فرآیند مشارکت اجتماعی غیررسمی است. روش مورد استفاده رویکرد سیستماتیک نظریه داده‌بنیاد (معروف به استراوسین) است. ابزار جمع‌آوری داده در این مقاله روش مشاهده مستقیم با فرم راهنمای مشاهده می‌‌باشد که به منظور تحقق هدف این مقاله تهیه و تنظیم شده است. الگوی مشارکت اجتماعی حاصل ادغام فرآیند مشارکت اجتماعی رسمی و غیررسمی بر راهبرد الگوی کار خیر موضوع محور بر دو بستر عینی و ذهنی استوار است. این الگو دارای دو دسته پیامدهای فوری، کوتاه‌مدت و کم‌دامنه و پیامدهای تدریجی، درازمدت و گسترده است. در محله سرشور برای رفتن به ‌‌سمت حکم‌‌روایی شهری و استفاده حداکثری از مشارکت مردم می‌‌توان از الگوی کار خیر موضوع محور به شرط کنترل شروط مداخله‌گر استفاده نمود.

کلیدواژه‌ها