تبیین فضامندی در بناهای قدسی ایران، نگرشی به محیط داخلی و بیرونی مساجد معاصر، مورد مطالعاتی: مسجدالرضا و مسجد الغدیر تهران
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
doi
10.22034/aaud.2023.337109.2648چکیده
هنر قدسی در قلب هنر سنتی پنهان است و به طور مستقیم با حقیقت و رمزپردازی الهی ارتباط دارد، ضمن آنکه کالبد معماری قدسی را به ذات نهانی متصل میکند. از این رو هدف پژوهش تبیین فضامندی در مساجد دوران معاصر ایران به واسطه عناصر مادی ادراکات حسی در محیط است تا بتواند کیفیت محیط بیرونی مساجد این دوره را تبیین نماید. فرضیه مطرح در نیل به این هدف این است که میان فضامندی و ادراکات حسی رابطهای مستقیم برقرار است و عناصر کالبدی در محیط بیرونی مساجد معاصر ایران موجب شکلگیری این فضامندی میشوند. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق کیفی، با رویکرد فلسفی و استدلال استقرایی و همچنین استفاده از شیوه گردآوری کتابخانهای و میدانی به این نتیجه رسید که فضامندی در مسجد الغدیر و مسجدالرضا تهران بر اساس عناصر فیزیکی واقع در محیط بیرونی، نمادها، فرم و حضور انسان در این فضا، همسو و هماندازه با مجسم نمودن امر مادی میباشد و متناسب با حرکت و پویایی در محیط همراه با ادراکات حسی ایجاد میشود. در مسجد الغدیر شهر تهران، زائر با فضایی محدود درگیر است و در هیچ لحظه از حرکت در فضا، تجربهی نوینی از حرکت در فضا را حس نمیکند. در مسجدالرضا شهر تهران نیز محیط بیرونی این مسجد، به دلیل نوع فرم و مصالح بهکار رفته، در جهت بهبود ادراکات حسی زائران از محیط بیرونی و سیر به عالم عرفان ساخته نشده است و از این رو برای زائر همچون مسجد الغدیر تهران، بازنماییای از محیط عرفانی را به همراه ندارد. بنابراین در مسجد الغدیر تهران و مسجدالرضا تهران، هندسه و حجمگرایی اهمیت بیشتری را نسبت به قبله در جهت سازماندهی فضایی محیط بیرونی دارند و لذا با حضور در این مساجد، مفهوم سرمدیت و ازلیت به زائران القاء نمیشود.