ارزیابی اصول معنادهی به مشربیه تا بالکنهای معاصر، تعامل درون و بیرون خانههای شهر کرمانشاه
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 استاد گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
doi
10.22034/aaud.2022.260845.2370چکیده
تغییر در سبک زندگی و حرکت به سمت زندگی آپارتماننشینی، حذف تدریجی حیاطها، ایوانها و فضاهای نیمهباز، کاهش اهمیت تعامل درون و بیرون، عدم رعایت دید، محرمیت و عدم توجه به نیاز آدمی در ارتباط با فضای باز، سبز و تاثیرات مطلوب آن بر ساکنان، سبب ناسازگاریهایی در فضای زندگی خانه گشته است. توجه به جایگاه تعامل درون و بیرون خانه با تاکید بر وجوه معنایی زندگی، تاثیرگذاری فضای میانی بر این کیفیتبخشی، ارزیابی کیفیتهای معنادهی موثر بر تعریف فضای میانی و بهبود وضعیت آن است و اینکه تغییر در نسبت درون و بیرون چگونه بر این معانی موثر بوده و یا از آن تاثیر میپذیرد. ماهیت پژوهش، کیفی، راهبرد توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف کاربردی میباشد. شیوه جمعآوری دادهها، ترکیبی از منابع مکتوب کتابخانهای و پیمایش میدانی است؛ نخست، معیارهای نظریهپردازان پیرامون ویژگیهای مشربیه و نقش آن بر کیفیت زندگی به عنوان فرضهای اولیه تحقیق به دست آمده و در ادامه از طریق رجوع به ساکنان خانهها در شهر کرمانشاه آزموده شده و دادههای جدید به دست میآیند. شیوه تحلیل دادهها به منظور توصیف و تحلیل نگاه ساکنان خانه بر نظریه داده بنیاد متکی است. از طریق بررسی و تحلیل شانزده نمونه از بالکنها در خانههای معاصر شهر کرمانشاه، در قیاس با مشربیهها به عنوان عناصر کاربردی در تمدن اسلامی و بر اساس مقوله اصلی پژوهش "معنادهی به زندگی در خانه"، مفاهیمی به دست آمد که خود حامل شش مقوله انتزاعیتر بودند. بر این اساس اولویت ساکنان با "محرمیت وکنترل دید"، "محافظت"، "چندعملکردی بودن و انعطافپذیری"، "کنترل نور، حرارت و تهویه"، "تناسبات 3 به 2 و راست گوشه بودن" و "تعلق خاطر و دلبستگی" بود. در پایان نتیجه پژوهش تبیین مدل نظریه ارتباطی میان مولفههای عامل تحقق کیفیت معنایی و معنابخشی در فضاهای میانی خواهد بود.