مقایسه الگوی ذهنی معماران با کاربران جهت افزایش تعلق به مکان در فضاهای اجتماعپذیر تجاری، موردهای مطالعاتی: محوطهی کافه-رستورانهای دو مجتمع رویال و گلستان در شهرک غرب تهران
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
doi
10.22034/aaud.2023.271382.2414چکیده
تعلق به مکان سوم و تحقق فضایی معاشرتپذیر در فضاهای جمعی معاصر در پاسخ به کوچک شدن فضای زیست و خانهی انسان معاصر، راهبردی مناسب در ارتقای تعاملات اجتماعی و سرزندگی شهری به شمار میرود، که خود نیازمند به وجود آمدن فضاهایی در پاسخ به نیاز تعامل، جهت شکوفایی اعضای جامعه بهواسطه خلق ریزفضاهایی در ابنیه کلانمقیاس شهری فرهنگی، آموزشی و تجاری از جنس مکث و آرامش است. پژوهش حاضر تلاش دارد تا در تبیین امکانسنجی تحقق فضایی با قابلیت معاشرتپذیری مکان سوم در بناهای معاصر، عوامل مؤثر در تقویت آن را در معماری فضاهای آزاد مجتمعهای تجاری تحقیق نماید. پژوهش حاضر از حیث هدف یک پژوهش کاربردی و از جنبه سامانه جستوجو، یک پژوهش آمیخته کمی- کیفی است. گردآوری اطلاعات پژوهش از دو شیوه کتابخانهای و میدانی و تجزیهوتحلیل دادهها از روش تحلیل مسیر به کمک مدلیابی معادلات ساختاری صورت پذیرفته است. در این روش نمونهگیری بهصورت تصادفی از بین جامعه مخاطبان محدودهی مطالعه در ده بازهی زمانی ایام سال صورت پذیرفته است. تحقق یک مکان سوم و ارتقای حس تعلق به آن، ضمن وابستگی به عوامل کالبدی و فیزیکی مؤثر بر دعوت مخاطب به حضور در مکان، نیازمند تطابق سیاستگذاری مجریان و مدیران سازماندهنده مکان، کیفیت جامعهی مخاطب و عوامل رفتاری حاکم بر آن است. در این راستا برتری روحیات اجتماعی، همسانی جمعیتی، اخذ امتیاز از مراجعات بلندمدت کاربران در مجتمعهای تجاری و پرهیز از نگاه سودآور مقطعی به حضور افراد، میتواند در رونق و تأثیرگذاری بیشتر کیفیت فضا بر سرزندگی مشهود باشد.