تأثیر عرصههای زندگی خصوصی بر حس تعلق به مکان در طراحی سکونتگاههای دانشجویی، مورد مطالعاتی: خوابگاههای دانشگاه یزد
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری و شهرسازی، دانشگاه فنی و حرفهای، تهران، ایران.
2 استادیار گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران.
3 کارشناسی ارشد معماری، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران (نویسنده مسئول).
doi
10.22034/aaud.2022.297334.2521چکیده
برای بسیاری از دانشجویان، ورود به دانشگاه آغاز مرحله جدیدی از زندگی بوده و تجربه زندگی خوابگاهی، تجربه متفاوتی در نحوه سکونت آنها محسوب میشود. امروزه خوابگاههای دانشجویی اغلب توانایی برطرف کردن بسیاری از نیازهای کیفی سکونت دانشجویان را ندارند. در این خوابگاهها عرصه فعالیتهای متعارض یکدیگر وجود دارد، لذا امکان اِعمال کنترل و مدیریت بر تعاملات با دیگران از اولویت بالایی در میان دانشجویان برخوردار است. در همین راستا، «عرصه خصوصی» از اجزای تشکیلدهنده مکان و مؤثر در حس تعلق به مکان است. پژوهش حاضر به تبیین نسبت و رابطه میان تأمین عرصه خصوصی در محیط خوابگاه بر میزان ایجاد حس تعلق دانشجویان به آن مکان میپردازد. در این پژوهش که مبتنی بر روش تحقیق توصیفی- همبستگی به انجام رسیده و دادههای مورد نیاز آن از طریق پرسشنامه و مطالعات میدانی به دست آمدهاند، خوابگاههای دانشگاه یزد به عنوان نمونههای موردی تحقیق، مورد مطالعه قرار گرفتهاند. در این تحقیق ضمن پرداختن به دیدگاهها و مبانی نظری موضوع، جهت تحلیلهای کمّی و کیفی پیمایش از نرمافزار SPSS و تحلیل محتوای مصاحبهها استفاده شده است. بر اساس دستاوردهای تحقیق، مهمترین عوامل تحقق عرصه خصوصی در سکونتگاههای دانشجویی را میتوان در کنترل عوامل بصری (دیداری)، صوتی (شنیداری) و میزان دسترسی خلاصه نمود و مهمترین عوامل مؤثر بر میزان «حس تعلق» به محیط سکونتگاه دانشجویی، عوامل ادراکی شناختی (غالباً متأثر از معماری و محیط سکونتگاه)، عوامل اجتماعی (غالباً در رابطه با هماتاقیها) و نیز دارا بودن کالبد مناسب است. نتایج نشان میدهند که میزان حس تعلق دانشجویان به خوابگاه، تا حد چشمگیری متأثر از تأمین عرصه خصوصی مطلوب برای آنها در محیط خوابگاه است. در نهایت با توجه به این عوامل، پیشنهادهایی جهت بهینهشدن شرایط زندگی خوابگاهی در طراحیهای آینده ارائه شده است.