تأثیرگذاری طول مدت آموزش و پیوستگی دروس بر هوش‌‌هیجانی و خلاقیت فارغ‌‌التحصیلان، کاوشی در نظام‌‌های آموزش معماری

نویسندگان

1 استاد، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران

2 استادیار گروه معماری، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران (نویسنده مسئول).

doi
10.22034/aaud.2023.296185.2516
چکیده

ارتباط مابین مدت زمان آموزش و چگونگی ارائه دروس در کلیتی یکپارچه و یا به صورت اجزایی مجزا و موازی، بر میزان یادگیری دانش‌آموختگان همواره مطرح بوده است. یکی از تجربیات عینی را می‌‌توان در روند تغییر نظام آموزش معماری از سال 1378 با تغییر مقطع از کارشناسی ارشد پیوسته به کارشناسی، مشاهده نمود. در این سیستم جدید با توجه به پراکندگی درس‌‌ها و عدم هماهنگی اساتید، در فرآیند آموزش معماری ناهماهنگی ایجاد شده و در نتیجه منجر به کاهش مهارت‌‌های فردی، خلاقیت و تربیت معمارانی ناکارآمدتر نسبت به فارغ‌التحصیلان دوره‌های قبل، گردیده است. سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از این که کدام‌یک از نظام‌‌‌‌های آموزش معماری تأثیر‌‌گذاری بیش‌تری بر هوش‌‌هیجانی و خلاقیت فارغ‌‌التحصیلان داشته‌‌اند. هدف اصلی این پژوهش ترکیبی، بررسی تأثیر دو شیوه آموزش معماری بلندمدت به صورت کارشناسی ارشد پیوسته و کوتاه‌مدت به صورت کارشناسی بر هوش هیجانی و خلاقیت فارغ‌‌التحصیلان معماری می‌‌باشد. برای گردآوری اطلاعات کمی از پرسش‌نامه هوش هیجانی برادبری و گریوز و پرسش‌نامه خلاقیت عابدی استفاده شده است که توسط 30 نفر از فارغ‌‌التحصیلان معماری کارشناسی ارشد پیوسته و30 نفر از فارغ‌‌التحصیلان معماری مقطع کارشناسی در دانشگاه آزاد تبریز تکمیل شده است. نتایج نشان می‌‌دهد که آموزش دروس معماری در نظام بلندمدت کارشناسی ارشد پیوسته موجب ارتقاء قابلیت‌‌های فردی و اجتماعی فارغ‌‌التحصیلان شده و هوش هیجانی آنان را ارتقا داده و با افزایش این مهارت‌‌ها ذهن معمار توانایی بیش‌تری در خلق ایده‌‌های جدید داشته و در نتیجه، آموزش بلندمدت معماری به شیوه ترکیبی به دلیل افزایش هوش‌‌هیجانی و خلاقیت معماران، آموزشی پویا و هدفمند می‌‌باشد.

کلیدواژه‌ها