بررسی نمود گفتمانهای عصر پهلوی اول در معماری بناهای عمومی این دوره در شهر تبریز بر اساس تئوری میشل فوکو
نویسندگان
1 دانشیار گروه معماری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران، نویسنده مسئول
2 استادیار گروه معماری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
3 دانشیار گروه معماری و شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران .
4 دانشجوی دکتری معماری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
5 استادیار گروه معماری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
doi
10.22034/aaud.2023.277528.2446چکیده
معماری در دورههای مختلف تاریخی مفاهیمی را متناسب با زمانِ خود از طریق کالبد و محتوا به تصویر کشیده و پیامدهای سیاسی، فرهنگی و تاریخی را به مخاطب انتقال داده است. در این رابطه با توجه به تئوری قدرت میشل فوکو، در پی اهداف سیاسی، کل ساختار جامعه زیر سایهی گفتمانهای غالب دگرگون شده و برای نیل به قدرتِ سیاسیِ حاکمان یکپارچه میگردند که معماری نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. در دورهی پهلوی اول که دورهی گذر از سنت به مدرنیته بود نیز در نتیجهی تحولات سیاسی گرایشات مختلفی در معماری به وجود آمد. بررسیِ نحوهیِ پیرویِ معماری از این تغییرات و نحوهی پاسخ به آن از طریق فهم مسألهی دولت مدرن در ایران، امری ضروری است. هدف اصلی در این پژوهش بررسی معماری به عنوان ابزارِ سامانهی حکومتی و نحوهی تأثیر عقلانیت و فنون حکومتی پهلوی اول بر اساس کالبدشناسی دولتی فوکو است. این تحقیق از نوع کیفی با رویکرد گفتمانی و تحلیل محتوا است و یافتههای آن برآمده از منابع کتابخانهای و مشاهدات میدانی است. در این پژوهش ابتدا دولت پهلوی بر اساس تئوری فوکو، در ادامه، نمود گفتمانهای عصر پهلوی اول که شامل سنتگرایی، باستانگرایی، نظامیگرایی و مدرنگرایی است در معماری کاربریهای آموزشی، اداری و خدماتی بر جای مانده در شهر تبریز از دورهی پهلوی اول مورد بررسی قرار گرفت. از بحث حاصل در این پژوهش میتوان دریافت که گفتمانهای شکلگرفته در عصر پهلوی جزیی از ایدئولوژیهای حکومت جهت نیل به اهداف سیاسی خود چون تسلط بر جامعه، اقتدارگرایی، مسألهی هویت و یکپارچگی ملی و تجددطلبی بوده و در معماری با الهام از معماری دیکتاتورمآبانهی نئوکلاسیک، تقلید از غرب، برآمدن کاربریهای جدید جهت مدرنیزه کردن سیستم کار، سازماندهی فضایی نوین، نماهای الهامگرفته از عظمت معماری باستان، قرارگیری بناهای دولتی حول میدان که بر تمرکزگرایی و برونگرایی تأکید داشت، نمایان شده است.