تحلیل رابطه ساختار کالبدی بافت‌‌های مسکونی و تعاملات همسایگی، مورد مطالعاتی: رابطه الگوی مسکن و تعاملات چهره به چهره در محلات سمیه، باجک و فرهنگیان در شهر قم

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد مهندسی معماری، دانشگاه شهاب دانش، قم، ایران.

2 دانشیار گروه مهندسی معماری، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه قم، قم، ایران (نویسنده مسئول).

doi
10.22034/aaud.2022.346932.2680
چکیده

مفهوم همسایگی در محله از دیرباز یکی از اساسی‌ترین مفاهیم مطرح در معماری و شهرسازی به ویژه معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی بوده است. مسئله‌‌ای که شاکله اصلی این پژوهش را تشکیل داده است افت کیفی روابط همسایگی در محلات شهرهای معاصر ایران است؛ بر همین اساس، در این مقاله سعی شده است به این سوال اصلی پرداخته شود که آیا ارتباط منطقی بین ساختار کالبدی بافت‌‌های مسکونی و روابط همسایگی وجود دارد؟ گونه‌‌ این تحقیق از نوع همبستگی است به طوری که ساختار کالبدی بافت مسکونی (به لحاظ الگوی ویلایی یا آپارتمانی) به عنوان متغیر مستقل منظور شده است و تعاملات اجتماعی و به طور خاص، روابط چهره به چهره بین همسایگان نیز به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است. جمع‌آوری اطلاعات به دو روش کتابخانه‌ای و میدانی (با استفاده از پرسش‌نامه) انجام شده است. پرسش‌نامه‌‌ها، میان 300 واحد مسکونی از مجموع 581 واحد مسکونی در چهار منطقه مسکونی شهر قم توزیع شده است که دو مورد از آن‌ها دارای بافت ویلایی و دو مورد دیگر دارای بافت آپارتمانی هستند. لازم به ذکر است که در انتخاب نمونه‌‌ها سعی شده است حتی المقدور، به جز متغیر ساختار کالبدی به عنوان متغیر مستقل، سایر متغیرهای ثانویه‌ای که بر روی متغیر وابسته یعنی تعاملات چهره به چهره تاثیر دارند کنترل گردد (نظیر وضعیت مالی افراد و یا مدت سکونت آن‌ها در محله). طبق یافته‌‌های حاصل از این پژوهش، میان ساختار کالبدی بافت مسکونی در چهار بافت مسکونی شهر قم و تعاملات اجتماعی و به طور خاص، روابط چهره به چهره‌‌ی همسایگان، رابطه معناداری وجود دارد به نحوی که تعاملات چهره به چهره در محلات ویلایی در مقایسه با محلات آپارتمانی به مراتب بیش‌تر است.

کلیدواژه‌ها