تحلیلی بر موانع مدیریت زنجیره‌تأمین سبز با استفاده از تکنیک‌های تاپسیس فازی و دیمتل فازی (مورد مطالعه: صنعت سنگ آهن)

نویسندگان

1 دانشگاه ولی‌عصر(عج) رفسنجان، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، گروه مدیریت صنعتی، دکتری مدیریت تولید و عملیات

2 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، دانشگاه ولی عصر رفسنجان(عج)

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر شناسایی، اولویت‌بندی و تحلیل موانع اجرای مدیریت زنجیره‌تأمین سبز در صنعت سنگ آهن کشور با استفاده از تکنیک‌های تاپسیس فازی و دیمتل فازی است. جامعه این تحقیق را 20 نفر از خبرگان (شامل 15 کارشناس شاغل در صنایع معدنی و 5 تن از پژوهشگران در حوزه  مدیریت سبز) تشکیل می‌دهند. در این تحقیق ابتدا از طریق مطالعه ادبیات پژوهش، موانع مدیریت زنجیره‌تأمین استخراج گردید. جهت افزایش روایی محتوا این عوامل توسط خبرگان با صنعت مورد بررسی تطبیق داده شد و مورد بازبینی قرار گرفت. سپس با استفاده از تکنیک تاپسیس فازی به اولویت‌بندی این موانع پرداخته شد. در ادامه از تکنیک دیمتل فازی، اثر‌گذاری و اثر‌پذیری موانع، مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج به ­دست آمده می‌توان بیان کرد که شاخص عدم حمایت دولت برای اتخاذ مدیریت زنجیره‌تأمین سبز، از لحاظ اولویت‌بندی، رتبه نخست را به ­دست آورده است. همچنین شاخص عدم آگاهی از محیط‌زیست مهم‌ترین علت (تأثیرگذارترین شاخص) و ترس از شکست در اجرا مهم‌ترین معلول (تأثیرپذیرترین شاخص) تعیین گردید.