تبیین نسبت انعطافپذیری و سازماندهی فضایی در مسکن با روش نحو فضا، مورد مطالعاتی: مجتمعهای مسکونی آتیساز، ماهان و هرمزان
نویسندگان
1 گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 گروه معماری، واحد بینالمللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران.
3 گروه معماری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
doi
10.22034/aaud.2020.230171.2202چکیده
فضاهای معماری با برخورداری از قابلیت سازماندهی فضایی و تحولات درونی میتوانند پاسخگوی تعداد بیشتری از نیازهای کاربران آنها در زمانهای گوناگون باشند و بدین ترتیب کارکرد مطلوبتری را نسبت به فضاهای تک عملکردی ارائه کنند. ضرورت دستیابی به این توانایی از زیرشاخههای انعطافپذیری در مسکن به عنوان موضوعی قابلتأمل است. هدف این تحقیق ارائه یک مدل تحلیلی در ارتباط با شناخت روش نحو فضا و استفاده از شاخصهای آن جهت سنجش انعطافپذیری در مسکن است. مجتمعهای مسکونی در شهر تهران به عنوان جامعه پژوهش مورد ارزیابی قرار میگیرند. به منظور بیان بهتر مسئله، این پژوهش در صدد پاسخگویی به این سؤال است که چگونه میتوان از شاخصهای روش نحو فضا جهت سنجش انعطافپذیری در مسکن استفاده کرد. روش تحقیق در پژوهش حاضر از نوع آمیخته و روش انجام آن بر پایه شبیهسازی کامپیوتری خواهد بود. روش گردآوری اطلاعات مبتنی بر مطالعه کتابخانهای، و همچنین بررسی میدانی شامل استفاده از اطلاعات موجود و مشاهده است. ابزار گردآوری اطلاعات شامل نقشههای شناختی، فیشبرداری، کدگذاری و آزمون برای روش نحو فضا از طریق نرمافزار دپثمپ است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات در نحو فضا از طریق پنج مؤلفه ارتباط، همپیوندی، انتخاب، کنترل و عمق صورت میگیرد. انعطافپذیری نیز بر اساس مفاهیم فضای چند عملکردی، جابهجایی فصلی و روزانه و تفکیک و تجمیع بررسی میگردد. نتایج بهدست آمده نشان میدهند که سازماندهی فضایی در مجتمعهای مسکونی در شهر تهران مبتنی بر پیوستگی فضای آشپزخانه با فضاهای نشیمن، ناهارخوری و پذیرایی است. بر همین اساس، بیشترین ارتباط، همپیوندی و کنترل، و نیز کمترین عمق، میان آنها صورت میگیرند، که این امر منجر به افزایش انعطافپذیری فضاها در رابطه با فعالیتهای مختلف شده است. با این حال، اتاقهای خواب صرفاً محل انجام فعالیتی خاص و استراحت هستند، که این موضوع بر کاهش انعطافپذیری آنها صحه میگذارد.