رابطه سعادت با حکمرانی مطلوب
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه حقوق عمومی، دانشگاه عدالت، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه حقوق عمومی، دانشگاه عدالت، تهران، ایران. (نویسنده مسؤول)
doi
10.22037/bioeth.v6i22.15760چکیده
زمینه و هدف: سعادت، از مقولات کلیدی در حوزه فلسفه اخلاق و نقطه تمرکز آموزههای ادیان الهی به شمار میرود؛ با این حال به لحاظ تفارق آبشخور مشارب فکری و زاویه نگرش به جهان هستی، اجماع واثقی نسبت به اطلاق معنایی واحد بر آن وجود ندارد. از این رو مطالعه حاضر با هدف تبیین رابطه سعادت با نظریه حکمرانی مطلوب انجام گردیده است.مواد و روشها: روش تحقیق در این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی، مطالعه کتابخانهای مرتبط با رابطه سعادت با حکمرانی مطلوب است. در مطالعه حاضر با بهرهگیری از واژگان کلیدی «سعادت»، «فلسفه اخلاق»، «حکمرانی مطلوب» در پایگاههای اطلاعاتی Magiran، SID و Google Scholar جستجو و مقالات و متون مرتبط جستجو و مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفت.ملاحظات اخلاقی: صداقت و امانتداری در تحلیل متون و استناددهی به متون رعایت گردید. صداقت در گزارش نتایج و به متون رعایت گردید.یافتهها: سعادت اگرچه مفهومی ارزشی است، لیکن به لحاظ مؤلفههای نسبی، بُعدپذیر بوده، مآلاً رویکردهای متمایزی به آن شکل میگیرد یا دست کم به هنگام مصداقنمایی در جریان تزاحم ابعاد، خوانشی افتراقی را موجب میگردد. با وجود این اِشکال، تأملی در نظریات فلاسفه و اندیشمندان، تا حدی، بیانگر ابعاد مفهوم شناختی سعادت است. سعادت در این معنا مفهومی اخلاقی، حائز ابعاد جسمانی و روحانی و مترتب به مراتب کمالی است و مبین رضایتمندی و التذاذ در سایه فعلیت یابی قوهگیها و استعدادها است.نتیجهگیری: سعادت، تنها زمانی به عنوان مؤلفه حکمرانی مطلوب و یا متغیر متأثر از آن تلقی خواهد شد که در قالب آرمان یک نظام ایدئولوژیک، پا را از دایره مادیات و محسوسات فراتر بگذارد.