خوانش طرحواره نمای ساختمانهای شهری معاصر تهران در دوره پهلوی اول و دوم
نویسندگان
1 گروه معماری، واحد تهران غرب، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه معماری، واحد تهران غرب، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استاد گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22034/aaud.2020.204911.2018چکیده
سیمای شهری از نظام بصری و کارکردی ویژهای تبعیت میکند که جامعیتی کارا به نمای شهر میبخشد. موضوعی که نیاز و ضرورت توجه به آن امروزه بیش از هر زمان دیگر احساس میشود. در سالهای اخیر در ادبیات موضوع، ضرورت وحدت و انسجام بخشی به نمای ساختمانها از طریق مراجعه به آثار ارزشمند میراث معماری معاصر ایران در دوران پهلوی اول و دوم مطرح شده است. نمای ساختمان و سیمای شهری در معماری ایرانی از جایگاه ویژهای برخوردار بوده است. برای پیشبرد فرآیند پژوهش و پاسخگویی به سوالات پیش رو، از نظریه معماری سرآمد استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه، بناهای ارزشمند دوره پهلوی اول و پهلوی دوم است. راهبرد پژوهش استدلال منطقی و روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است که در آن از تکنیکهای تحلیلی گشتالت برای شناسایی و آنالیز الگوهای نظاممند تاریخی در نمای شـهری اسـتفاده میشود. روش استدلالی مقاله با استنتاج نتایج آماری، با هدف بازیابی اصول ادراکی حاکم بر نما و شهر، بر پایه مرور متون مرتبط و پرسش از صاحبنظران پیش میرود. نتایج پژوهش، به صورت برآیندی تجمیع شده تا مشخص شود در نماهای ارزشمند میراث معماری معاصر ایران، چگونه ارتباطی بین تناسبات فرمی و فرآیند ادراک نمای ساختمان توسط مخاطب وجود دارد. نتایج تحقیق حاضر بیانگر این واقعیت است که نماهای منتخب میراث معماری معاصر، تا آنجایی احساس غنا را در مخاطب ایجاد مینمایند که اغلب پاسخدهندگان توانستند در رویارویی با نماها درک عمیقی از آن داشته باشند. بر اساس رویکرد جامع به مقوله معماری پایدار و هدایت طراحی معماری، میتوان چنین استدلال نمود که غنای طراحی موجود در این نمونهها، عاملی در جهت ایجاد ارتباط و تعامل با مخاطب است؛ به گونهای که نمای ساختمان بهعنوان بخشی از هویت بومی توسط مخاطب ادراک میشود.