ارتباط «حکمت» و «کانسپچوالیتی» در شکل گیری معماری معاصر ایرانی
نویسندگان
1 استاد گروه معماری، دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 پژوهشگر دکتری تخصصی معماری و تکنولوژی، دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.22034/aaud.2021.160978.1754چکیده
مساله اساسی در معماری امروزی ایران، تصور و شبهه وجود تفاوت بنیادین در محتوای معماری سنتی و معماری بعد از سنت است. مقاله حاضر در راستای تبیین ارتباط بین مفاهیم «حکمت در معماری سنتی» و «کانسپچوالیتی در معماری معاصر» ایرانی، حوزه تأثیر و معانی واژههای حکمت و کانسپچوالیتی را تعریف و تعیین نموده، ویژگیهای ساختاری این دو برهه زمانی و اجتماعی معماری را با تعاریف به عمل آمده، بیان میدارد. ارتباط طولی بین الزامات دنیای سنتی در قالب حکمت دینی و عقلی یا همان«خرد حکمی»، و دنیای مدرن در قالب فردگرایی عقلی و توسعهگرایی علمی و تخصصی، یا همان «خرد علمی» فرض مساله تحقیق بوده، و روشن می سازد که کانسپچوالیتی یک رویکرد ارزش خواهانه در جهان مدرنیته است. در این تحقیق سعی شده است، با ایجاد یک ساختار قیاسی و تحلیلی بین ماهیت معماری سنتی و مدرن، به سازوکار تبیین مفاهیم در شکلگیری یک اثر معماری، از منظر واژههای حکمت وکانسپچوالیتی پرداخته شود. معماری کانسپچوال در چارچوب تاریخی آن (معماری معاصر ایرانی)، «معماری التقاط از حکمت» بوده و اساس آن بصری و مبتنی بر اصالت تصویر است. فراتر از آن، از دست آوردهای مهم این مقاله برای ادامه در پژوهشهای آتی، و مدلسازی برای ترسیم عاقبت معماری ایرانی، روش«نیوکانسپچوالیتی» یا «نو- مفهومگرایی حِکمی» از طرف نگارنده میباشد.میتوان به رویکرد طراحی-پژوهانه «نو- مفهوم گرایی» این مقاله با اتکاء به «پارامدل» ها و «روشهای طراحی پارامتری» اشاره نمود که در نقد روش کانسپچوالیتی و ارتقاء آن، موضوع «ویژگی»های ذاتی و «سرشت- مایه»های ساختار زمینه- ساخت در «پارامدل»ها را جایگزین «تصویر» در«کانسپچوالیسم» نموده، و بر اساس این تفکر، رویکرد جامعتری برای تعریف هویت در ساختارهای سرزمینی، بنیان مینهد.