دلبستگی مکانی در مقیاس محله: مرور نظام مند دو دهه مقالات پژوهشی در ایران
نویسندگان
1 دکتری شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 استاد گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استادیار گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه بوعلی، همدان، ایران.
doi
10.22034/aaud.2020.192890.1927چکیده
دلبستگی به محله پیوندی روانشناختی واجد ابعاد احساسی، شناختی و رفتاری است که پیامدهای مثبتی چون احساس عزتنفس، آسایش، تقویت سرمایه اجتماعی و مشارکت جمعی ساکنان محلهها به همراه دارد. شناسایی عوامل تأثیرگذار بر تقویت دلبستگی به محله گامی ضروری در برنامهریزی توسعه پایدار محلهای است. این مقاله میکوشد با اتخاذ روش مرور نظاممند1، مقالات پژوهشی کشور حدفاصل سالهای 1398 تا 1380 در زمینه دلبستگی به محله را شناسایی و یافتههای آنها را در چگونگی تبیین این مفهوم و عوامل تأثیرگذار بر آن تحلیل نماید. همچنین تلاش میشود تا ضمن شناسایی تناقضها در نتایج و خلاءهای مطالعاتی موجود، پژوهشهای آتی به نحوی پیشنهاد شوند تا بستری برای بسط نظریه بومی دلبستگی به محله فراهم شود. نتایج مرور نظاممند پژوهشها نشان داد تمام مطالعات در تببین «ماهیت دلبستگی به محله» بر روانشناختی بودن این پیوند و پیامدهای رفتاری آن تأکید شده و سازوکارهای روانشناختی عمیق در ابعاد احساسی و شناختی تشریح نشده است. همچنین محققان در شناسایی عوامل اثرگذار بر این پیوند بیشتر بر ابعاد انسانی و مکانی پیوند تمرکز داشتهاند. خلاء تئوری مکان و محله دستیابی به نتیجهای واجد انسجام نظری را دشوار کرده است. در بعد انسانی تأثیر متغیرهای مدت زمان سکونت، جنسیت، سطح تحصیلات و مالکیت مسکن در مطالعات مختلف در تناقض با یکدیگر شناسایی شدند. اما تأهل و سطح درآمد خانوار واجد تأثیری مثبت و تحرک جمعیتی تأثیری منفی بر این پیوندها داشتند. در بعد رفتاری مشارکت اجتماعی، پرتکرارترین متغیر مورد مطالعه و واجد رابطهای معنادار و مثبت با این پیوندها و در بعد احساسی نیز احساس امنیت روانی و آسایش رابطهای معنادار و مثبت را نشان دادهاند.