بررسی تطبیقی فهم افراد عادی و نابینا از شهر به مثابه فرصتهایی برای معماری چندحسی، مورد مطالعاتی: پارک سارا در بولوار کاشانی تهران
نویسندگان
1 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده فنی و مهندسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/aaud.2019.154900.1726چکیده
اغلب فضاها بیشتر متناسب با ادراک بصری انسان طراحی و ایجاد میشوند و افراد نابینا قابلیت بهرهبری از این گونه فضاها را کمتر دارند. فراوانی فرمگرایی در آثار، نظامهای آموزشی و شیوههای ارائه معماری در عمل، گویای تمرکز ویژه بر حس بینایی معماران است. البته در رویاروی نگاه مذکور- با افرادی نظیر شولتز و پالاسما- نگاه پدیدارشناسانه مطرح شده است که عینیتگرایی و یکی از توابع مهم آن یعنی سلطه حس بینایی را برنمیتابد. بر همین اساس با هدف نزدیک شدن به زمینه لازم برای طراحی چندحسی و پدیدارشناسی که نوعی خروج از بینایی محوری در معماری محسوب میشود، مقاله حاضر به این پرسش میپردازد که آیا در مقایسه با افراد عادی، افراد نابینا حواس فعالتری دارند که بتواند راهنمایی برای طراحی چندحسی باشد؟ فرضیه تحقیق بر آن است که توجه کردن به عوامل محرک عضو گیرنده در سیستمهای ادراکی غیربصری میتواند تأثیر مثبتی در نیل به هدف فوق داشته باشد. برای پرداختن به این فرضیه از روش توصیفی-تحلیلی و نرمافزار SPSS برای آزمونهای واریانس یک طرفه و توکی استفاده شده است. دراین راستا سه گروه 12 نفره از افراد نابینا، عادی بهصورت چشم باز، و عادی بهصورت چشم بسته (جمعاً 36 نفر) در تهران بررسی شده است. این بررسی بهصورت مشاهده حین حرکت و نگاشتن بر روی نقشه، تفاوت ادارک چندحسی را در قالب چهار مؤلفه «جهتیابی»، «شنوایی»، «لامسه»، و «بویایی-چشایی» جستوجو میکند. نتایج که گویای تفاوت بارز در میزان فعال بودن سیستمهای ادراکی غیربصری افراد نابینا در مقایسه با دو گروه دیگر است نشان میدهد، فهم افراد نابینا از شهر به واسطه ادراک بیشتر سه حس (به ترتیب) «لامسه»، «شنوایی»، «بویایی-چشایی» میتواند در ارزیابی سایت بهعنوان مقدمهای مهم بر طراحیهای چندحسی، مشارکت فعالی داشته باشد.