تبیین چارچوب تأثیر سازمان فضایی بر الگوهای رفتاری شهروندان (مطالعه تطبیقی محلات زرگنده و دروس با استفاده از روش تحلیل شبکه شهری UNA)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
2 استاد گروه شهرسازی، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار گروه برنامهریزی شهری و منطقهای، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22034/aaud.2020.193706.1933چکیده
بررسی و تحلیل رابطه الگوهای رفتاری مردم و ساختارشکلدهنده فضا در حوزه شهرسازی از آنجا که هر دو از ابعاد مهم تلقی میشوند نیازمند یک چارچوب مفهومی- تحلیلی مشخص است تا پژوهشگران بتوانند بر اساس آن در فضاهای شهری مختلف به تبیین تأثیرگذاری سازمان فضایی بر شکلگیری الگوهای رفتاری شهروندان بپردازند. این پژوهش از نوع، توصیفی- تحلیلی است که ابتدا با مطالعه و بررسی کتب و مقالات علمی (از طریق روشهایی نظیر فیشبرداری و متنخوانی) اطلاعات مورد نظر جمعآوری میشود. در پژوهش حاضر ضمن تبیین چارچوب در جهت تحلیل سازمان فضایی در راستای تعیین و تدقیق رابطه پیکرهبندی فضا با الگوهای رفتاری از تکنیک تحلیل شبکه شهری1 UNA استفاده میشود و بافت متفاوت دو محله زرگنده و دروس با استفاده از شاخصهایی که امکان ارزیابی را با این تکنیک دارند مورد ارزیابی قرار میگیرد. سؤال اصلی پژوهش حاضر نیز به این ترتیب میباشد که تأثیر تفاوتها در سازمان فضایی محلات بر الگوهای رفتاری شهروندان به چه ترتیبی است؟ لازم به توضیح است که این پژوهش فرضیه محور نمیباشد. نتایج حاصل از این پژوهش به تأثیر غیرقابل انکار محیط کالبدی و ساختار فیزیکی محیط بر رفتار فضایی افراد تأکید داشته و بیان میکند که، میزان تأثیر و شکلگیری رفتار فضایی افراد، به ویژگیهای درونی و شخصیتی خاص هر فرد بهعلاوه حواس پنجگانه و تصاویر ذهنی از ساختار محیط بستگی دارد. ساختار کالبدی موجب پدید آمدن کیفیتی در فضا میشود که خود بر رفتار فضایی افراد در آن فضا مؤثر است. در واقع در هر محیطی شکلگیری رفتار فضایی افراد متفاوت است.