تأثیرگذاری الگوی رمزگذاری غیرهژمونیک بر ارتقاء کنشپذیری و خلق فضاهای بازنمودی، مورد مطالعاتی: میدان بهارستان در شهر تهران
نویسندگان
1 دانشیار گروه طراحیشهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر ، تهران، ایران.
2 استاد گروه طراحیشهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
doi
10.22034/aaud.2019.151088.1695چکیده
نظریه فضای اجتماعی، دیدگاهی تریالکتیکی به فضا است که توأمان فضای محسوس، پنداشته و بازنمودی را در کنار هم قرار میدهد. این نظریه در پاسخ به رویکردهای مدرنیستی و سرمایهدارانه به فضای شهری قرار میگیرد. در واقع چنانچه فضا در ابعاد صرفاً محسوس و پنداشته خود محدود شود، هدف اساسی مورد انتظار از فضا؛ که آن را به محملی برای بروز فضای زیسته و کنشپذیری بدل میکند، از بین میرود. با این توضیح این مقاله بر آن است تا ضمن بررسی دوگانههای فضا/ نافضا و فضای سرمایهداری یا مدرن/ اجتماعی و الگوهای رمزگذاری، تأثیرگذاری آنها بر مقوله معناپذیری فضا و کنشپذیری را بررسی نماید. نتیجه این بررسی دستیابی به مدلی مفهومی و تحلیلی است که براساس آن میتوان به بررسی فضای شهری از حیث تأثیرگذاری الگوی رمزگذاری بر میزان کنشپذیری پرداخت. بنابراین در ادامه از مدل بهدست آمده در تحلیل میدان بهارستان بهعنوان نمونه پژوهش بهره برده شده است. روش تحقیق در بررسی نمونه موردی، کیفی بوده و بهصورت کارشناسمحور (بهمنظور بررسی ابعاد محسوس و پنداشته فضا) و مردممحور (با هدف بررسی بعد بازنمودی فضا) انجام شده است. در گام اول از تکنیک مشاهده و در گام دوم از تکنیک مصاحبه عمیق (مصاحبه با 36 نفر) استفاده شده است. نتایج هر دو بخش حاکی از محدودیت فضا و الگوی رمزگذاری هژمونیک برای بروز مفهوم عمل و کنشپذیری در فضا است. براساس نتایج برای ارتقا کنشپذیری در فضا و ایجاد فضای بازنمودی، لازم است عواملی چون کنترل فضایی مثبت متشکل از حق شهروندی و حق مشارکت در کنار معیار تصرف فضایی و عدالت اجتماعی/ فضایی مورد توجه قرار گیرند.