ارزیابی نقش رضایتمندی سکونتگاهی بر دلبستگی به مکان با تأکید بر مؤلفههای هویتساز در محلات سنتی، مورد مطالعاتی: محله آقازمان شهر سنندج
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه آزاد اسلامی آیت الله آملی، آمل، ایران.
2 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران.
3 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22034/aaud.2019.163953.1760چکیده
رشد افقی شهرها، تخریب منابع طبیعی، کاهش تراکم جمعیت در محلات سنتی شهرها، ساخت محیطهای مسکونی سازگار با زندگی ساکنان و افزایش کیفیت زندگی از مهمترین چالشهای مدیریتی شهرهای ایران است. اگرچه پژوهشهای مختلف متغیرهای مؤثر بر ارتقای دلبستگی به مکان یا نتایج ارتقای این حس را شناسایی نمودند، که همه آنان بر نقش سازنده ارتقای این حس بر کیفیت زندگی تأکید نمودند. اما، تأثیرگذاری مؤلفههای کالبدی مسکن بر میزان دلبستگی به مکان بهصورت تجربی در میان ساکنان مورد سنجش قرار نگرفته است. لذا این پژوهش تلاش مینماید تا به بررسی نقش مؤلفههای هویتساز کالبدی در رضایتمندی ساکنان از مسکن خود، و تأثیر این مؤلفهها بر دلبستگی به محله را در میان ساکنان، مورد سنجش قرار دهد. ماهیت پژوهش از منظر هدف، کاربردی، روش انجام تحقیق، «توصیفی ـ پیمایشی» و ابزار گردآوری دادهها نیز مبتنی بر پرسشنامه است. جامعه آماری شامل کلیه ساکنان محله آقازمان بوده است و نمونه آماری شامل 300 نفراز ساکنین می باشد که به شیوه نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. دادههای تحقیق با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (PLS) مورد تحلیل قرار گرفت که نتایج نشان میدهند، میزان تأثیرگذاری مؤلفههای هویتساز بر رضایت از محله (0.58) و بر دلبستگی به محله (0.15) بوده است. نتایج با تأیید مدل پیشنهادی تحقیق تأیید میکنند که مؤلفههای هویتساز از طریق رضایت از محله بر دلبستگی به محله تأثیر غیرمستقیم دارد. همچنین، نتایج تأیید میکنند که مؤلفههای هویتساز با اثرگذاری بر ارزیابیهای عینی و ذهنی، و ارتقای رضایتمندی از مسکن ساکنان بر حس دلبستگی به مکان اثر میگذارد. بر پایه نتایج این تحقیق، درک مثبت از کیفیت محیط مسکونی میتواند همبستگی معناداری با افزایش سطح دلبستگی به محله ایجاد کند که موجب افزایش ماندگاری در محله میشود.