تدوین الگوی ماندگاری ادراکی در معماری بر اساس روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد متنی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری معماری، دانشکده عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشیار گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22034/aaud.2019.120536.1466
چکیده

امروزه یکی از مهم‌ترین مسائلی که نظر معماران را به خود جلب نموده است، مسئله لزوم جاودانگی در معماری معاصر است. بسیاری از آثاری که خلق می‌شوند، حتی اگر در یک مقطع زمانی پذیرفته شوند، به بی‌زمانی و جاودانگی راه نمی‌برند. اگرچه در سال‌های اخیر برخی از همایش‌ها و گردهمایی‌ها با بررسی آثار جاودانه معماری در این راستا سعی در یافتن چگونگی خلق یک اثر جاودانه در حوزه معماری داشته‌اند، با این وجود هنوز هم فقدان الگویی مناسب حاصل از مطالعه و بررسی در راستای چگونگی دستیابی به ماندگاری و جاودانگی (ماندگاری تا بی‌نهایت) در آثار معماری کاملاً احساس می‌شود. از آنجا که ماندگاری در معماری را از دو بعد می‌توان بررسی کرد: ماندگاری کالبدی و ماندگاری ادراکی. مقاله حاضر قصد دارد، با انجام پژوهش بر روی بعد ‌ماندگاری ادراکی‌ و چگونگی دستیابی به آن، راه‌حلی کاربردی به منظور برون‌رفت از این مسئله را ارائه دهد، تا از این طریق بتوان به ساخت فضاهایی دست یافت، که به نیازهای روحی و درونی انسان در هر زمان پاسخ مثبت دهد، و با طیف وسیعی از انسان‌ها ارتباط بر قرار کند. جهت تبیین مسئله پژوهش، از روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد متنی استفاده شده است. یافته‌های حاصل از پژوهش منجر به تدوین نظریه ماندگاری ادراکی در قالب یک الگوی کدگذاری و نگارش روابط آن‌ها با یکدیگر شده است. نتایج پژوهش نیز بر این مهم استوار است، که استفاده از الگوهای مشترک آثار ماندگار، شرط لازم برای ماندگاری ادراکی در معماری می‌باشد، اما شرط کافی نیست. آنچه که الگوهای مشترک را زنده نگه می‌دارد، استفاده از معنا و توجه به فطرت انسان در قالب رمز و نماد است که با اثرگذاری دو عامل فرهنگ و معنویت بر آن، در کالبد بنا حضور می‌یابد

کلیدواژه‌ها