هوش محیط‌زیستی، رویکرد کل‌گرایانه رابطه انسان- محیط

نویسندگان

1 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی شهری، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه شفیلد، انگلستان

3 مربی گروه معماری، موسسه پژوهشی شیخ بهایی، تهران، ایران

4 مربی گروه معماری، موسسه پژوهشی شیخ بهایی، تهران، ایران

doi
10.22034/aaud.2019.183282.1860
چکیده

انسان‌ها در طول تاریخ کهن زندگی خود اغلب تعاملی سنجیده و عقلایی با محیط زندگی خود داشته‌اند. اما امروزه مشاهدات مستمر در جهان، به اشکال مختلف، نشان می‌دهد که مردم، دیگر رابطه مطلوبی با طبیعت و محیط زندگی خود ندارند و می‌توان گفت نسبت به محیط زندگی و طبیعت اطراف خود دچار بی‌تفاوتی و غفلت و کرختی شدید شده‌اند. به‌طور کلی بی‌تفاوتی به محیط و الزامات حفظ آن می‌تواند دلیل و ریشه مشترکی داشته باشد. هم چنان که توجه و صیانت انسان‌ها نسبت به طبیعت، با پذیرش این حقیقت غیرقابل اجتناب که او خود بخشی از طبیعت کره زمین است، در واقع دارای ریشه واحدی است. لذا مساله این پژوهش آن است که علی‌رغم آگاهی‌های وسیع و عمیق محیط‌زیستی برآمده از علم، توجه نکردن به عوارضی که بر اثر عدم توجه به محیط‌زیست، به انسان و آینده بشریت باز می‌گردد؛ از کجا ریشه گرفته و علت آن چه می‌تواند باشد؟ پژوهشگران این مقاله  بر این باورند که پژوهش‌های پیشین در خصوص این مساله که تاکنون برای تبیین و توجیه این بی‌توجهی به محیط‌زیست در محافل علمی مطرح شده‌اند؛ پاسخگوی این مساله مهم و پیچیده نیستند.  لذا در این مقاله هدف آن است که ضمن واکاوی جنبه‌های مختلف این عارضه، علت اصلی این بی‌تفاوتی و خلاء پیش آمده  مورد کنکاش و بررسی قرار گیرد. روش تحقیق در این مقاله در پارادایم روش‌های کیفی قرار گرفته و می‌توان آن را تحلیلی- اکتشافی نامید که در آن، ضمن بررسی جوانب شناختی موضوع، و از ورای تحلیل منابع علمی و شواهد موجود، علت اصلی این پدیده، از طریق بهره‌گیری از تجربیات علمی، کشف و در معرض قضاوت قرار داده شود. در نتیجه‌گیری نگارندگان مقاله بر این باورند که می‌توان کاهش یا از بین رفتن توجه لازم و کافی به محیط را در قالب فرضیه‌ای مرتبط با «هوش محیط زیستی» تعریف و تبیین نمود

کلیدواژه‌ها