تاب‌آوری در قالب یک تجربه: چه چیزی یک همسایگی را به خانه تبدل می‌کند؟ (بررسی تجربه زیسته یک اجتماع از محدوده تاریخی عودلاجان)

نویسندگان

1 دانشیار گروه طراحی‌شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران

2 دکترای طراحی‌شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران

doi
10.22034/aaud.2019.154643.1725
چکیده

در گذشته، تاب‌آوری بیشتر به اقدامات کالبدی پس از بحران‌های بزرگ محدود بود. اما امروزه باور بر این است که تاب‌آوری باید گام به گام و در مقیاس مکان‌های شهری ساخته شود تا در نهایت، در یک کل، به یک شهر تاب‌آور شکل دهد. اما بر اساس مطالعات پژوهشگر روی ادبیات نظری، ساخت یک مکان تاب‌آور الزامات ویژه خود را در سه سطح کالبدی، اجتماعی- ‌فرهنگی و ذهنی دارد. در بین این الزامات، ذهنیت مردم از مکان زندگی‌شان از مهم‌ترین مصالح، برای شکل‌دهی به یک مکان تاب‌آور است. در واقع، این ذهنیت است که مکانی را که با مجموعه‌ای از چالش‌های کالبدی، فرهنگی و اجتماعی دست به گریبان است، تبدیل به خانه می‌کند. آن‌گونه که ادبیات نظری پیشنهاد می‌دهد حس تعلق و حس مکان، دو کیفیت ذهنی هستند که تاب‌آوری مکان را ارتقا می‌دهند. این پژوهش به دنبال آزمون این موارد در یکی از همسایگی‌های محدوده تاریخی عودلاجان است که با وجود چالش‌های اجتماعی و فرهنگی روزمره، عده‌ای از ساکنین قدیمی همچنان آن را خانه خود می‌دانند. از طریق بررسی ذهنیت این افراد و تحلیل تجربه زیسته آن‌ها از این همسایگی، روشن شد که عوامل ذهنی دیگری نیز به تاب‌آوری این اجتماعات یاری می‌رسانند. این پژوهش در تلاش برای پاسخ دادن به سؤالی ‌است که حول چگونگی مواجهه با بافت تاریخی عودلاجان شکل گرفته است و به نظر می‌رسد مدت‌هاست بی‌جواب مانده است؛ محدوده‌ای که به نظر می‌رسد با وجود تمام تلاش‌های طراحی، برنامه‌ریزی و مدیریت شهری، حدود سی سال است که در پشت سر گذاشتن بحران‌های هرروزه‌اش چندان موفق نبوده است. از این گذشته، بدنه ادبیات نظری داخلی نیز، کمتر به موضوع تاب‌آوری مکان و الزامات آن، پرداخته است و فراهم نمودن زمینه‌ای برای شروع پژوهش‌هایی با دغدغه‌هایی در باب این موضوع می‌تواند دارای اهمیت باشد

کلیدواژه‌ها