ظهور«معنا» در مکان، با تأکید بر معماری «پدیدارشناسانه»، مورد مطالعاتی: فضای شهری سبزهمیدان قزوین
نویسندگان
1 استادیار، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
2 کارشناسی ارشد معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
doi
10.22034/aaud.2019.97317چکیده
فقدان معنا در معماری عملکردگرای مدرن، تأکید بر وجوه بصری و فیزیکی، جنبههای ادراکی مخاطب و همچنین شناخت او از فضا را ناچیز شمرده و معنا را از مکان، میزداید؛ پژوهش حاضر بر آن است که با پیگیری مفهوم حس مکان در معماری امروز، بر ارتقای کیفی آن تأکید ورزد. حس مکان، در پی ایجاد ارتباطی مطلوب میان ادراکات مخاطب با محیط است بهگونهای که با مکانمندسازی فضای معماری، خلاء عملکردگرایی مفرط مدرن را برطرف نماید. درپی تزریق معنا و توجه بر انتظارات مخاطب، تعاملات اجتماعی که بهعنوان اساسیترین دستاورد کیفی در جوامع امروزی مطرح هستند، در مکان جاری شده و به حضور فرد، منجر میشوند؛ این مقاله با بررسی مجموعه سبزهمیدان قزوین و بناهای تاریخی اطراف آن، بهعنوان مورد مطالعاتی در پی دستیابی به حس مکان است؛ فرضیه پژوهش مطرح میدارد که با پیگیری مفاهیم پدیدارشناسی، مخاطب به حس مکان مطلوب در فضا دست مییابد. روش تحقیق، در ابتدا کیفی میباشد که به تحلیل و توصیف مفاهیم مرتبط با «حس مکان» پرداخته خواهد شد؛ همچنین در ادامه با بهرهگیری از شیوه پیمایشی برای اثبات فرضیه، دادههای پژوهش با استفاده از نرمافزار Spss v.16 آنالیز شدهاند. تحلیل دادهها در جامعه آماری که شامل تعدادی از متخصصین معماری و شهرسازی میباشند، صورت گرفته است و براساس آن، عوامل مؤثر بر آفرینش حس مکان فضای معماری بررسی شدهاند. متغیرهای اساسی در راستای اثبات فرضیه: دعوتکنندگی و تمایل به حضور، دستیابی به تعاملات اجتماعی مطلوب و ارتقای کیفی فضای شهری و معماری پیگیری شدهاند که هریک دارای مؤلفههای مختص به خود میباشند؛ درپی انتخاب چنین ساختارهایی جهت پیگیری پژوهش حاضر، دستیابی به فضاهای معمارانه مطلوب به لحاظ کیفی، درگرو شناخت عوامل ادراکی مخاطب در فضا است؛ این جنبه از پژوهش احساسات مخاطب فضا، در مکانی که در آن حضور مییابد را مقدم شمرده و درپی دستیابی به آن است.