در جستجوی چارچوب یکپارچه ادراک فضا در مطالعات تعاملی انسان و محیط
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیتمدرس، تهران، ایران
2 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکده هنرومعماری، دانشگاه تربیتمدرس، تهران، ایران.
doi
10.22034/aaud.2019.97367چکیده
فرآیند ادراک و شناخت محیطی، زمینهساز رفتار در فضا بوده و تجربه مکان را برای انسان هموار میسازد؛ در نتیجه یکی از مهمترین و ضروریترین ابعادی است که در طراحی محیط باید به آن دقت شود. مروری توصیفی بر مطالعات انجامشده در حوزه شهرسازی نشان میدهد که تاکنون بررسیهای انجامشده بیشتر ادراک فضا را بر پایه تصاویر ذهنی مورد سنجش قرار دادهاند و در ادامه از نظریه چیدمان فضا نیز کمک گرفته شده است. پژوهش حاضر به دنبال آن است که با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مطالعات انجام شده در این حوزه را مورد ارزیابی قرارداده و بهکمک حوزههای مطالعاتی مکمل، به چارچوبی جامع برای برداشت ادراک محیط دستیابد. نتایج نشان میدهد که از یکسو علیرغم آنکه جنبه احساسی و عاطفی محیط بخشی از فرآیند ادراک بوده که درحوزه زیباییشناسی به آن پرداخته میشود؛ اما در حوزه ادراک فضایی مورد سنجش قرار نمیگیرد. از سوی دیگر انگیزشها، تجربه و آشنایی با محیط اگرچه یک ویژگی فردی است، اما از ویژگیهای محیط قابل برداشت و ارزیابی است. بنابراین جنبه عاطفی و انگیزشی محیط را میتوان بهعنوان حوزه سوم به پژوهشهای ادراک فضایی افزود و از نظریههای ترجیحات محیطی که شاخصی برای قضاوتهای احساسی- انگیزشی محیط است، استفاده کرده تا به چارچوبی یکپارچه جهت سنجش ادراک فضایی در حوزه مطالعات شهری دستیافت. مقایسه چارچوب پیشنهادی با مطالعات و پژوهشهای پیشین بر اساس شاخصهای مورد تمرکز و به کمک ماتریس ارزیابی نشان میدهد که این چارچوب با دربرگیری سه دسته 1- ویژگیهای شناختی مجزا، 2- ویژگیهای رابطهای فضا، 3- ویژگیهای احساسی، نگاهی یکپارچه به تمامی ویژگیهای محیطی در کنار ویژگیهای فردی دارد که میتواند درک جامعتری از تأثیر محیط شهری بر استفادهکنندگان، در مطالعات شهری ایجاد نماید.