برنامهریزی راهبردی در بستر نهادگرایی، نظریهای برای عمل
نویسندگان
1 استاد گروه برنامهریزی و طراحی شهری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران.
3 دکتری شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران.
doi
چکیده
امروزه رابطه بین نظریه و کنش برنامهریزی مورد توجه بوده و نظریههای برنامهریزی بهعنوان جزیی از جامعه بهشمار میآیند. با این حال فقدان نظریه معتبر از ماهیت روش برنامهریزی به معنای واقعی کلمه همچنان وجود دارد. در این ارتباط ضمن تأکید بر ضرورت لحاظ چارچوبهای خاص ملی، سعی در ارائه چارچوب مفهومی عمومی و عملی در نظریه برنامهریزی رو به تزاید است. هدف این مقاله تبیین جایگاه نهادگرایی در برنامه راهبردی بهعنوان راهکار غلبه بر جدایی نظریه و عمل برنامهریزی است. روش تحقیق در این مقاله تطبیقی- تحلیلی بوده و از ابزار گردآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانهای استفاده شده است. چارچوب مفهومی نحوه کاربست نظریه برنامهریزی راهبردی در فرآیند تحول نهادی، بر پایه تحلیل محتوای کیفی منابع مختلف از جمله برنامهریزی راهبردی در حوزه نظری و تجربیات عملی برنامهریزی راهبردی در آمریکا و اتحادیه اروپا احصا شدهاست. روش برنامهریزی در اینجا بهعنوان یک دانش نهادی و امری که کارکرد و ظرفیت کلی آن در طول زمان تجدید میپذیرد، معرفی شده است. رویکرد نهادی، برنامهریزی را در پیوند با تغییرات و ویژگیهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مطرح میکند. این امر تغییر در عملکرد برنامهریزی را تحت تأثیر فرآیند تحول در تغییرات نهادی توضیح میدهد. ماهیت تکاملی نهادها، ظرفیت استفاده از این مفهوم در نظریه و عمل برنامهریزی راهبردی را فراهم میسازد. در برنامهریزی راهبردی نهادگرا، با آگاهی از مشکلات و نواقص آشکار شده از عمل جمعی و با توجه به چشمانداز دگرگون شده جدید از حکومت دموکراتیک و مترقی، هدف اصلی، کمک به بازیگران حکومت و جامعه مدنی بهمنظور همکاری هر چه بیشتر با یکدیگر است.