بازپیکربندی مسئلۀ قبیلهگرایی در ایران امروز
نویسندگان
1 عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوماجتماعی، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکترای جامعهشناسی، دانشکدۀ علوماجتماعی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/ijsp.2020.79192چکیده
جامعۀ ایرانی تغییرات متنوعی در حوزههای مختلف تجربه نموده است، با وجود شدت و سرعت این تغییرات در مناطق ایلی و محروم کشور ازجمله استان ایلام، قبیله و ایل بهمثابه یک نهاد اجتماعی، همچنان در مناسبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، عاملی مسلط است. هدف اصلی این مقاله، طبق نظریۀ بوردیو تحلیل و فهم بازپیکربندی قبیلهگرایی بهمثابه یک عادتواره است که دارندگان جایگاههای متفاوت در میدان، با بهرهمندی از حجم و ترکیبهای خاص سرمایه و بنابر نظریههای رز و روثستاین در ارتباط با وضعیت نهادی جامعه، واجد عادتوارههای خاص قبیلهگراییاند و قبیلهگرایی پدیدهای چند بعدی با صورتهای مشابه است که تحتتأثیر شکست سازمانی در ایران امروز، بازپیکربندی شده است. بهاینمنظور، با روش ترکیبی پیمایش و مردمنگاری و استفاده از نمونهگیری خوشهای، به مطالعۀ نمونهای به حجم 524 نفر از جامعۀ آماری شهروندان 18 سال به بالای استان ایلام پرداخته شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهند که بین متغیر قبیلهگرایی با متغیرهای شکست سازمانی، آنومی اجتماعی، چرخۀ شوم نهادی، منطق زیادگی و سرمایۀ فرهنگی رابطۀ مستقیم و معنادار و با سرمایۀ اجتماعی و اعتماد نهادی رابطۀ معکوس و معنادار وجود دارد. آزمون مقایسۀ میانگینها نشان میدهد که میانگین قبیلهگرایی و ابعاد آن در بین اقشار مختلف دارای تفاوت معنادار است، بهنحویکه قبیلهگرایی اجتماعی در بین طبقۀ کارگر و لایههای پایین طوایف در قالب نزاعهای دستهجمعی، وصلتهای خویشاوندی و قبیلهگرایی سیاسی، صورت مشروع قبیلهگرایی است که در بین خردهبورژوازی و بورژوازی جدید بهمنظور ارتقا در سلسلهمراتب اداری و کسب منافع، از طریق قبیلهایکردن سیاست و انتخابات صورت میگیرد.