تحلیل توزیع منابع قدرت سیاسی در ایران با رویکرد نظری شبکهمحور (مطالعه موردی اعضای دولت موقت تا دولت دوازدهم)
doi
10.22059/ijsp.2020.79194چکیده
در این پژوهش، توزیع منابع قدرت سیاسی در ایران مطالعه شده است. مسئلۀ این پژوهش توزیع متراکم قدرت در قوۀ مجریه است. سؤال مقاله به این صورت ارائه شده است که: «توزیع متراکم منابع قدرت در ایران چگونه قابل تبیین است؟» مطابق با مدعای نظر این نوشتار شبکۀ اجتماعی شرط لازم برای دستیابی به منابع قدرت است. این پژوهش بهلحاظ روششناسی، بر رویکرد ترکیبی استوار است که در اینجا این رویکرد، ترکیبی از تحلیل متغیرمحور و موردمحور است. با رویکرد رابطۀ مجموعهای، گزارههای مشاهدهای، به اندازۀ 92. صدق مدعای نظری مقاله را تأیید میکنند. در یک مورد، دولت موقت، این رابطه صدق نمیکند. شواهد نشان میدهد که هرگاه تمرکز شبکهای رخ داده است، تراکم قدرت نیز حضور داشته است. شدت تراکم قدرت، بهاستثنای دولت موقت، زیرمجموعۀ شدت تمرکز شبکهای بوده است و میان این دو، رابطۀ علی همایندی[1] مشاهده شده است. در پایان مقاله، سرمایهگذاری در شبکههای اجتماعی افقی یا اتصالدهنده بهعنوان یکی از راهحلهای توزیع پراکنده منابع قدرت و چرخش آزاد قدرت سیاسی ارائه شده است. [1] . Conjunction