چارچوبی جهت اولویتبندی فضا به منظور بهبود شرایط احساسی
نویسندگان
1 استادیار معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
doi
چکیده
درحوزه مطالعه احساس هر عبارت توصیفگر مکان میتواند در یک مدل دوار و توسط دو بعد "انگیختگی" و "خوشایندی" تعریف شود. به منظور ایجاد و حفظ احساس مناسب در فضا، فرضیات پژوهش به چگونگی ایجاد محدودهای برای مقادیر متغیرهای احساسی اختصاص دارد. در این تحقیق از روش شبهتجربی استفاده شده و نمونه موردی بازار سنتی شیراز توسط پرسشنامه مورد آزمون قرار گرفته است. پژوهش شامل چند مرحله است: پس از مقدمهای کوتاه با توجه به ادبیات موجود، چارچوب تحقیق و سؤالات پژوهش بیان میشود. سپس با تعریف واژههای کلیدی به شرح موضوع پرداخته خواهد شد. در مرحله اول، پس از سنجش میزان احساس شرکتکنندگان در هر دسته از مسیرهای بازار سنتی شیراز به اثبات رابطه بین دو متغیر انگیختگی و خوشایندی جهت تأیید استفاده از شبکه احساسی راسل و همکاران پرداخته میشود. در مرحله دوم، با طبقهبندی مسیرهای شناخته شده در بازار سنتی شیراز و تعیین موقعیت هر مسیر در این شبکه دوار، تعریفی از "محدوده بهینه" برای هر مسیر صورت میگیرد. در مرحله سوم روشی برای بیان شماتیک این محدوده بر روی نمودار دوار ارائه میشود. تمامی این مراحل با هدف تعیین مقادیر مناسب "انگیختگی" و "خوشایندی" به منظور ایجاد و حفظ احساس مناسب در فضا صورت میگیرد. در نهایت اولویت بندی فضاها به منظور بهبود شرایط احساسی صورت خواهد گرفت. با انجام این روش ارزیابی بر روی یک سامانه (مجموعهای از انواع فضاهای عملکردی) مشخص میشود که هر مسیر (خط محوری) از نظر احساسی در چه جایگاهی نسبت به عملکرد خود قرار دارد. آنچه نتایج این تحقیق را از دیگر مطالعات مشابه متمایز می کند، در نظرگرفتن مجموعه (بازار) به عنوان یک سامانه، شیوه بیان شماتیک محدوده مقادیر احساسی مجاز و تعیین اولویتهای اجرایی جهت بهبود شرایط احساسی کل سیستم است.