تبیین مؤلفه‌های

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران

2 استادیار گروه معماری، دانشکده مهندسی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران.

3 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
چکیده

مقاله حاضر در برخورد با مسأله تضعیف پیوند انسان- مکان، در تلاش است تا ضمن بررسی نظریات و چارچوب سه گانه مدل «دلبستگی به مکان» (فرد، فرآیند، مکان)، به دو سؤال اصلی زیر پاسخگو باشد: 1- نحوه سنجش مدل دلبستگی به مکان چگونه هست؟ 2- برای ارتقاء دلبستگی ساکنین به محله‌های مرکزی، کدام بعد دلبستگی بیشتر تأثیرگذار است؟ هدف تحقیق، ارائه مدل دلبستگی به مکان، نحوه سنجش ابعاد آن و تأکید بر ارتقاء میزان دلبستگی ساکنین به محله‌های مرکزی بیشتر از مقیاس شهر می‌باشد. مدل دلبستگی به مکان، در سه شکل (افراد، ابعاد و مناطق) متفاوت و تعمیم‌ناپذیر و در آیتم‌های موجود در ابعاد آن (سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری)، تعمیم‌پذیر می‌باشد. تحقیق به روش پیمایشی و تطبیقی در دو مقیاس محله و شهر، به شیوه پرسشنامه در میان ساکنین محله مرکزی تاریخی (سرخاب) شهر تبریز انجام گرفت. یافته‌های آزمون نشان داد که میزان شناخت، عاطفه و در کل دلبستگی در مقیاس شهر بیشتر از محله می‌باشد. یافته‌های این تحقیق تأکید بیشتری بر مقیاس محله نسبت به مقیاس شهر با هدف ارتقاء دلبستگی ساکنین به محله مرکزی دارد. بررسی‌ها در میان ابعاد مدل دلبستگی به مکان آشکار کرد که برای هر دو مقیاس محله و شهر، میزان بعد شناختی بیش از میزان بعد عاطفی می‌باشد. برای ارتقاء دلبستگی به محله، شناخت محله بیشتر تأثیرگذار است. در این میان عوامل فردی نیز همچون گروه‌های سنی، جنسیت، وضعیت تأهل و میزان تحصیلات ارتباط سازگاری را با میزان دلبستگی به محله و شهر ارائه می‌دهند. نتایج این یافته‌ها علی‌رغم نظریات رایج بیشتر مطالعات، با هدف ارتقاء میزان دلبستگی به محله‌های مرکزی و پایداری آن، توجه بیشتر متخصصین و برنامه‌ریزان شهری به بعد کالبدی محله و تقویت تصویر ذهنی ساکنین از محله می‌طلبد.

کلیدواژه‌ها