تعارض نهادهای ذی‌مدخل در پروژه‌های شهری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری شهرسازی اسلامی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز:

2 دانشیار گروه شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران

3 استادیار گروه شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران

doi
10.22059/ijsp.2020.79199
چکیده

تحلیل نحوۀ موضع‌گیری و استدلال مسئولین موافق و مخالف طرح‌های شهری، می‌تواند زمینه‌های ذهنی کنش‌گران صاحب قدرت شهری (ازجمله نهادهای رسمی مدیریت و سیاست‌گذاری) را در راستای کشف دلایل اصلی و ریشه‌ای عدم موفقیت طرح‌ها تبیین نماید. چنین تحلیلی نه تنها بر «متن» موضع‌گیری‌های سیاست‌گذاران متمرکز است، بلکه به زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اظهارات نیز متوجه است. به‌عبارت‌دیگر، تحلیل استدلال موافقان و مخالفان سیاست‌های شهری، به‌جای تمرکز بر گفتگوی میان ایشان، به تحلیل انتقادی «گفتمان» آنها می‌پردازد که به‌صورت توأمان در برگیرندۀ «متن» و «فرامتن» (انگیزه‌ها، پیش فرض‌ها و ابعاد پنهان موجود در یک متن) است. روش تحقیق پژوهش حاضر، کیفی و براساس روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف[1] است. براین‌مبنا، این مقاله در قالب سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین به تحلیل چرایی شکل‌گیری، روند اجرا و پیامدهای طرح پیاده‌راه 17 شهریور تهران (1391) می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مواردی مثل نیازهای شهر و شهروندان و بررسی‌های مطالعاتی_کارشناسی، ولو به‌صورت ظاهری، هم از طرف مسئولین مدافع و هم ازسوی مسئولان منتقد پروژه، به‌دلیل ارزش و مقبولیتی که در اذهان عمومی داشته، مورد تأکید قرار گرفته­اند؛ اما در این پروژه، عوامل پنهان و مهم­تری شکل­دهندۀ اساس گفتمان کنشگران سیاست‌گذاری و اجرای پروژه بوده‌اند. این عوامل شامل قدرت‌مداری و تخصص‌محوری در ادارۀ امور شهری، موضع‌گیری‌ها و برخوردهای سیاسی، رکود و مشکلات اقتصادی، فقدان مدیریت مشارکتی و یکپارچۀ شهری و عدم باور به حقوق شهروندی، به‌عنوان مهم‌ترین چالش‌های موجود در پس اجرای این پروژه است. براین‌اساس، عوامل پیش‌گفته توانسته‌اند موجب محدودیت و به حاشیه‌ رفتن نقش برنامه‌ریزان و طراحان شهری شده و فعالیت‌های آنان را جهت‌‌دار نمایند. [1].  Fairclough