تحلیل کارکرد هوش دیداری-فضایی در تربیت اخلاقی از منظر قرآن کریم با رویکردی بر نظریه گاردنر
نویسندگان
1 دانشگاه ایلام
2 هیأت علمی
3 هیات علمی دانشگاه ایلام
doi
10.22034/iued.2026.2070723.2855چکیده
پرورش اخلاقی از اهداف بنیادین نظامهای تعلیم و تربیت دینی محسوب میشود. بهرهگیری از نظریههای نوین روانشناسی به ویژه در حوزه هوشهای چندگانه، میتواند به ارتقای اثربخشی روشهای تربیت اخلاقی بینجامد. در این میان، هوش دیداری-فضایی بهعنوان قابلیتی برای درک و تحلیل اطلاعات تصویری، پتانسیل قابلتوجهی در تسهیل آموزش مفاهیم اخلاقی دارد. جالبتوجه اینکه، قرآن کریم در شیوههای بیانی خود، به ظرفیتهای هوش فضایی مخاطبان توجه ویژهای نشان داده است. این پژوهش با هدف، تبیین اثربخشی تربیت اخلاقی قرآنمحور مبتنی بر هوش دیداری-فضایی و تحلیل تطبیقی آن با نظریه هوشهای چندگانه شاخصهای هوش فضایی هوارد گاردنر نگارش یافته است، که نتیجه این تطبیق طراحی الگوی پنجبُعدی فطرت، حس، خیال، واقعگرایی و پویایی میباشد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با تمرکز بر بیست تصویر اخلاقی در سیزده سوره قرآن کریم از طریق بررسی نظاممند تصاویر مربوط به فضایل و رذایل اخلاقی صورت گرفته است.در نتیجه، پژوهش حاضر با کشف الگوی تصویرپردازی فرافردی اثبات میکند که قرآن کریم با بهکارگیری هوشمندانهی هوش فضایی چهارده قرن پیش از گاردنر، ضمن تأیید اصول پایهای این نظریه، با افزودن ابعاد فطری، اخروی و تربیتی، و بهکارگیری ابزارهای حسی فراتر از محدودیتهای نظریههای روانشناسی مدرن، چارچوبی فرامکانی و توسعهیافته برای بهرهگیری از هوش فضایی در حیطهی تربیت انسان ارائه میدهد.