درآمدی بر جایگاه سازه در تبیین معماری و ضرورت آن در عینیت دهی به کالبد معماری
نویسندگان
1 دانشیار معماری، دانشکدۀ معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران.
2 پژوهشگر دکتری معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران
doi
چکیده
با توجه به تعاریف مختلف از معماری، می توان گفت که معماری سعی در خلق فضا و هویت بخشی به مکان دارد. مجموعه عواملی که در این اهتمام مشارکت دارند، با هماهنگی و همسازی خود به توده و جوهر ماده هویت می بخشند. علی رغم انباشت مفاهیم و وجود دانش های نوین، بناهای امروز هویتی چند ساله داشته و قدمت چندین هزار ساله از آنها رخت بربسته است. ساختمان های کنونی درلایه های مد و سبک مدفون شده و اعتبار فضایی اندکی دارند. افزون بر این ادعا و علی رغم پیشرفت های شتاب آلود فناوری، با وقوع رویدادها و سوانح طبیعی و مصنوعی، مشاهده می شود که مقادیر زیادی از بناهای نوساز و کلنگی به تلی از خاک بدل می گردند.براساس بررسی ها و مباحث مطرح شده در محافل علمی می توان چنین استنباط نمود که یکی از عمده ترین عوامل عدم خوانایی و بی ثباتی در فضای معماری امروز، تفکیک مفهوم معماری و علوم مهندسی ساختمان، به خصوص مهندسی سازه، از یکدیگر است که با وقوع انقلاب صنعتی و تخصصی نمودن دانش ها این جدایی صورت پذیرفته، حال آنکه به زعم برخی متخصصین، معماری یکی از رشته هایی است که به دلایل ماهیتی در آن تف کیک علم، هنر و سازه ممکن نبوده و تلاش در این مورد سبب خواهد شد تا زخمی موحش بر پ کیر کالبدی بنا وارد شود. کنکاش در موضوع فوق و مشاهدۀ نتایج ساخت و ساز کنونی، لزوم پردازش به تعامل و تبیین ارتباط میان معماری و سازه را روشن ساخته و خواستار زمینه های مطالعاتی غنی تر در بستر معماری است. این مقاله ضمن ارائۀ تعاریفی از فضای معماری و سازه، به نقش ارتباطی سازه در معماری و فضای ساختاری بنا از منظر مدل بکس 1976 نیز می پردازد.