پدیدارشناسی در عمل آموختن از تحلیل پدیدارشناختی پالاسما از ویلا مایرآ

نویسندگان
doi
چکیده

اگر چه پدیدارشناسی تعبیری فلسفی است که از سوی فیلسوفان شرح و بسط یافته است. اما، "پدیدارشناسی چونان روش" از سوی نظریه پردازان و معماران، مورد توجهی ویژه قرار گرفته است. تا جایی که می توان به "ادبیات پدیدارشناسی معماری" اشاره کرد. مجموعۀ وسیعی از تحلیل ها، نظریه پردازی ها، و تفسیرهای پدیدارشناختی، از سوی معماران و نظریه پردازان معماری در پنجاه سال اخیر نگاشته شده است. در این میان، یکی از پرسش های کلیدی آن است که چگونه می توان از یک سو تفکرات فلسفی صرف را به حوزۀ عمل و نظر معماری وارد کرد، و از دیگر سو، پدیدارشناسی را در عمل، جهت تحلیل آثار معماری و خوانش محیط به کار گرفت؟ برای پاسخ به پرسش دوم، شاید بهترین منبع ارجاع به نوشته های محققانی باشد که پیش تر در این راستا گام برداشته اند، و به تحلیل پدیدارشناختی آثار معماری پرداخته اند. اما علی رغم دامنۀ گستردۀ ادبیات پدیدارشناختی معماری، تحلیل های قابل توجه پدیدارشناختی، چندان گسترده نیستند، و این امر خود حکایت از آن دارد که این حوزه نیازمند کار و تمرکز بیشتری است. این مقاله بر آنست تا با تکیه بر آرای یوهانی پالاسما، معمار و نظریه پرداز معماری معاصر، که آثار وی در عرصۀ پدیدارشناسی معماری، تأثیری به سزا در گسترش این قلمرو داشته است، به بازخوانی یکی از تحلیل های برجستۀ وی تحلیل ویلا مایرآ، اثر آلوار آلتو  بپردازد. در این راستا ابتدا وجوه عمدۀ نظریۀ پدیدارشناسی وی معرفی خواهد شد، و سپس با مروری بر تحلیل فوق، نحوۀ کاربست نظریۀ پدیدارشناسی وی و توانمندی های آن مورد توجه قرار خواهد گرفت.

کلیدواژه‌ها