مطالعه ی تطبیقی نقاشی های عاشورایی حسن اسماعیل زاده با متن مقتل روضه الشهدا
نویسندگان
doi
چکیده
این مقاله به بررسی تاریخی روایات ترسیم شده در نقاشیهای قهوهخانهای با موضوع عاشورا میپردازد و طی یک مطالعهی تطبیقی، آنها را با مقتل روضه الشهدا مقایسه میکند. در نقاشیهای قهوه خانهای، شاهد تجمع تعداد زیادی از روایات در یک اثر هستیم؛ که در مورد منشاء و چگونگی پیدایش آنها اطلاع دقیقی در دست نیست و به نظر میرسد که سرمنشاء بسیاری از آنها را میتوان در حوادث تاریخی، مرثیهها و سوگواریها، مجالس وعظ، تعزیهها و خرافات یافت. از مهمترین منابعی که احتمال میرود در ترسیم روایات این نقاشیها مؤثر بوده باشد مقاتل (کتابهای تاریخی که به شرح چگونگی حادثهی کربلا میپردازند) هستند و از جملهی پرآوازهترین این مقاتل بین مردم، مقتل «روضه الشهدا» اثر «ملاحسین کاشفی» است. نثر بسیار جذاب و آمیخته بودن حوادث با جزئیاتی بیش از یک کتاب تاریخی، باعث رواج و انتشار گستردهی این کتاب در اواخر قرن دهم ( هـ.ق) و پس از آن شد؛ به نحوی که تأثیر بسیار وسیعی روی مراسم وعظ و روضه خوانی و سپس تعزیهها و نقاشیهای مذهبی داشته است و این همه در حالی است که بسیاری از پژوهشگران به صحت و سقم تاریخی روایات آورده شده در این کتاب، انتقادات شدیدی وارد ساخته، بسیاری از آنها را در زمرهی تحریفات تاریخی شمردهاند. در این مقاله، تعدادی از نقاشیهای «حسن اسماعیل زاده» یکی از مشهورترین نقاشان مکتب قهوه خانه، به عنوان نمونه انتخاب شده و با متن کتاب روضه الشهدا تطبیق داده شده است؛ تا بدین ترتیب میزان وامگیری نقاشیها از این مقتل مشخص شود. در مرحلهی بعدی، میزان صحت و سقم تاریخی این روایت بررسی شده و برای این منظور از چند کتاب که به بررسی انحرافات تاریخی، در حادثهی عاشورا پرداختهاند و همین طور دو مقتل معتبر، استفاده شده است. در نتیجهی این تحقیق، روشن میشود که اگرچه میزان تاثیرپذیری این آثار از روضه الشهدا بالا است؛ اما نقاش از سایر مقاتل و همین طور داستانهایی که بین مردم رواج داشته نیز بهرهی زیادی برده است. اصالت تاریخی روایات چندان برایش اهمیت نداشته و بیشتر سعی کرده وقایعی را به تصویر بکشد که از لحاظ عاطفی بر روی خودش و مخاطبش تاثیرگذاری بیشتری داشته است.