نیازسنجی از جوامع محلی؛ عاملی در پایداری پروژههای بازآفرینی بافتهای فرسودۀ شهری (مطالعه موردی: محلات انصار و اروند)
نویسندگان
1 استادیار گروه شهرسازی،دانشکده هنرو معماری،دانشگاه آزاد اسلامی ،مشهد،ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه شهرسازی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
3 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه بینالمللی امام رضا(ع)، مشهد، ایران
doi
10.22034/jgk.2025.519926.1266چکیده
بازآفرینی بهعنوان پارادایم غالب نوسازی و احیاء و نیز از عمدهترین رویکردها در زمینۀ پایداری بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری، ابعاد چندوجهی و گستردهتری را برای ارتقاء و بهبود نظام شهرسازی، پیشِرویِ طراحان، برنامهریزان و مدیران شهری جهت مداخلهای هدفمند قرار میدهد. لذا پژوهش کمَی و کاربردی حاضر با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی به «نیازسنجی از جوامع محلات حاشیهنشین انصار و اروند واقع در منطقه 6 شهرداری مشهد برای بازآفرینی پایدار این محلات» و اولولیتبندی نیازهای این جوامع در تمام ابعاد کالبدی- عملکردی؛ حملونقل و دسترسی؛ محیطزیست، خدمات شهری و مدیریت بحران؛ فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی پرداخت و بدینمنظور از مطالعات اسنادی و کتابخانهای برای بررسی چهارچوب نظری و تجربی استفاده نمود و از مشاهدات میدانی و ابزار پرسشنامه (ساختاریافته) و توزیع آن در میان حجم نمونۀ 377 نفری با روش چندمرحلهای در سطح زیرمحلات نیز، نیازسنجی مذکور را انجام داد؛ سپس برای تجزیهوتحلیل دادهها و اولویتبندی آنها، از نرمافزار spss و آزمون فریدمن بهره برد و نشان داد که مهمترین خواسته و نیاز جوامع محلی «حذف معتادان متجاهر از محیط محلات» و سپس بهترتیب «زیباسازی محیط و فضای شهری»، «انجام فعالیتهایی در راستای خوشنامی و بهبود هویت اجتماعی محله در جامعه شهری» و «پاکسازی وسالمسازی محیط (اعم از: رفع مشکلات شبکه جمعآوری آبهای سطحی، جمعآوری زباله، دفع پسماند)» میباشد. بر پایۀ چنین مطالعاتی میتوان به سیاستگذاری و برنامهریزی کاملاً عینی، انسانمدار و مشارکتی برای بازآفرینی پایدار محلات فرسوده و ناکارآمد شهری پرداخت.