کاربست مفهومی انگاره اجتماعی در تحلیل مناسبات دولت و جامعه مدنی در دوره پهلوی دوم

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.

2 دانشیار علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.

doi
10.22054/tssq.2026.76973.1473
چکیده

تحولات سیاسی و اجتماعی دوره پهلوی دوم نظیر اشغال ایران توسط متفقین، ملی شدن صنعت نفت، کودتای 28 مرداد و برنامه‌های نوسازی اقتصادی و اجتماعی شاه، شرایط نوینی در حیات ذهنی جامعه ایران ایجاد کرد. بازیگران اجتماعی همچون روشنفکران، نویسندگان و روحانیون در کنار نخبگان سیاسی، هر یک انگاره جدیدی از دولت، مبتنی بر ارزش‌ها، آرمان‌ها و انتظارات خود مطرح ساختند. با توجه به اینکه نظریات پیشین، تحلیل ساخت و کارکرد دولت را بر اساس نقش عوامل عینی مورد توجه قرار داده و عوامل ذهنیتی را مغفول گذارده‌اند، هدف مقاله حاضر این است که به بررسی نقش انگاره یا تخیل اجتماعی در تحلیل دولت در این مقطع زمانی بپردازد تا مشخص شود چگونه ذهنیت جمعی در تحلیل مناسبات دولت و جامعه می‌تواند کارساز افتد. از این رو، پرسش اصلی این است که تا چه حد می‌توان از چارچوب مفهومی انگاره اجتماعی یا ذهنیت جمعی در تحلیل مناسبات دولت و جامعه مدنی در دوره پهلوی دوم بهره گرفت؟ بررسی پیشینه موضوع نشان می‌دهد که اندک نویسندگانی از این زاویه و به نقش انگاره اجتماعی در تحلیل دولت و جامعه مدنی پرداخته‌اند. در این مقاله با به‌کارگیری روش تحلیل مضمون کیفی، کتب، مقالات، مصاحبه‌ها و سخنرانی نویسندگان از نحله‌های فکری متفاوت و نیز نخبگان سیاسی، مورد کاوش و تحلیل قرار گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که آرمان‌ها، ایده‌ها و اتوپیاهایی که روشنفکران با تمرکز بر انگاره‌هایی نظیر آزادی‌خواهی، استبداد ستیزی، استعمارزدایی، عدالت‌خواهی و ضد نوسازی مطرح کردند، با انگاره‌ای که روحانیون از دولت مبنی بر اجرای قوانین اسلامی داشتند، پیوند خورد و با فانتزی شاه از دولت مبنی بر احیای تمدن آریایی، در تقابل قرار گرفت و زمینه قیام گسترده مردمی و در نهایت فروپاشی دولت پهلوی را رقم زد.

کلیدواژه‌ها