منطق استراتژیک و مکانیسمهای حکمرانی سرمایهداری نئولیبرال
نویسندگان
1 استادیار گروه مطالعات تاریخی، مرکز استاد انقلاب اسلامی، تهران، ایران.
2 دکتری علومسیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22054/tssq.2026.73632.1413چکیده
فهم سرمایهداری نئولیبرال بر اساس دو منطق متفاوت امکانپذیر است: «منطق استعلایی (معرفتشناسانه)» و «منطق استراتژیک». در منطق استعلایی تحلیل بر روی مفاهیم استعلایی استوار میشود. مفاهیمی مانند حقوق بشر، حق مالکیت شخصی، آزادی، تضاد طبقاتی و...؛ هر یک از این مفاهیم به نوعی در پی بازنمایی نئولیبرالیسم درون استنتاجات علی خاصی هستند. در مقابل در منطق استراتژیک که از نگاهی به هستی میآید که در آن صرفاً با روابط نیروهای درونماندگار و غیرقابلتفکیک مواجهیم، از کارکردها یا به بیان دقیقتر از شکلگیری «چه سوژههایی»، برای تولید «چه فهمها و تجربههایی» پرسیده میشود. برای مثال، «چنین بازنمایی گفتمانیای» برای «چه کارکردی» ممکن شده است؟ یا سرمایهداری نئولیبرال برای تولید سوژههایش از چه مکانیسمهای حکمرانیای بهره میبرد؟ در این پژوهش کوشیده شده است با قرار دادن منطق استراتژیک درون نهادها و گزارههای گفتمانی سرمایهداری نئولیبرال، مکانیسمهای حکمرانی آن مورد بررسی قرار گیرد. پس از تحلیلهای انجامشده، چهار مکانیسم عمده نئولیبرالیسم شناسایی شد که باید آنها را درون یک پازل و در ارتباط با یکدیگر فهم کرد؛ این مکانیسمهای چهارگانه که در ارتباط با یکدیگر در پی تولید و بازتولید جایگاههای سوژگی خاصی هستند، عبارتاند از: 1) مکانیسم «خطرناک زندگی کُن»، 2) مکانیسم «انجیاوسازی فعالیتهای گروهی و مردمی»، 3) مکانیسم انضباطی و 4) مکانیسم امنیتی.