تلازم تمسک به ظواهر نصوص با گسترش تکفیر در مذاهب اسلامی

نویسندگان

1 دانشیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

2 دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه مذاهب اسلامی

doi
چکیده

هم­‌زمان با ظهور اسلام علوم مختلفی در عرصه پاسخ به سؤالات دینی و عقلانی بشر تولید شد که هر کدام از این علوم در قبال نصوص و خطابهای وارده از طریق شارع پیشینه‌­ای را به خود اختصاص داده‌­اند. اما حقیقت آن است که کشش و انعطاف­‌پذیری شریعت تنها در برداشتهای سطحی و بسیط از این متون، خلاصه نشده و نیازمند تدقیق و ضابطه در استنباط احکام و فهم خطابات شرعی است. از این رو استناد به آیات قرآن و روایات، بدون ضابطه مشخص و صرفاً به جهت تمسک به ظواهر نصوص در صورت فقدان روش اصولی ذیل چارچوب نصوص قرآن و سنت موجب اتهام بدعت، کفر و شرک شده و در نتیجه موجبات گسترش تکفیر و تولید بحران در جوامع اسلامی را فراهم می­‌آورد. این نوشتار در صدد بررسى و تحلیل یکی از مهم‌ترین روشهای فقهی دخیل در گسترش تکفیر در مقاطع مختلف تاریخی است. با نگاهی به سیر تاریخی فقه تکفیر در اسلام در می‌یابیم که یکی از ریشه­‌های تولید و گسترش تکفیر روش خاصی تحت عنوان تمسک به ظواهر به معنای برداشت سطحی و رجوع مستقیم بدون واسطه به نصوص می‌­باشد. اگرچه علل مختلفی برای بروز جریانهای تکفیری ذکر شده، اما آن­چه موجب گسترش تکفیر بوده است، آمیختگی علوم دیگر با فقه بوده است و از این رو عده‌­ای از علما خواسته یا ناخواسته با روش تبعیت از نص در علم عقاید و فقه زمینه گسترش تکفیر را فراهم آورده­‌اند. هم‌­اکنون بعد از گذشت قرنها جوامع اسلامی به‌خاطر عدم پیشگیری از طریق تبلیغ روش درست و ضابطه‌­مند اجتهاد، از بحرانهای ایجادشده توسط این گروهها رنج می‌­برند.

کلیدواژه‌ها