تجلی نور
نویسندگان
1 مرکز تحقیقات بیوشیمی و بیوفیزیک، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
منزه است آن خدایی که نور اسمانها و زمین است و نور او همه جا را فراگرفته است. او قبل از هر چیز و برتر از هر چیز و آشکار کننده هر چیز است.نور به معنای روشنایی و فروغ، آن چیزی است که در حقیقت نفس خودش ظاهر است، بنابراین هر چیزی را نیز روشن و ظاهر میسازد. نور برای ذهن انسان در مقایسه با تاریکی و ظلمت فهم میشود؛ همانطور که چراغی از نور، تاریکی را در هم میشکند و به سبب آن رنگ و شکل هویدا میگردد. از هر بُعدی نظاره کنیم، خورشید نه تنها روشنایی سیاره زمین را تأمین میکند، بلکه نور و حرارت آن منشا حیات است. نور حقیقت از ذات پروردگار هستی و به اراده او جاری شده، از حجاب-های بسیار عبور میکند، غلیظتر و با نور کمتر میگردد تا در این دنیا به شکل این روشنایی حسی که اذهان ما آن را می-شناسد، تجلی یابد. پس نور دارای مراتب است و هر مرتبه یا عالم آن، پندار و ماهیت طبقه زیرین خود است که از آن جاری میشود. برای مثال، میتوانیم نور ماه را توصیف کنیم که از پنجره عبور میکند و به آینه برخورد میکند، آینه آن را به زمین منعکس میکند. نوری که بر زمین افتاده را میتوان دنیا دانست که هرکس به آن نگاه کند مستقیماً به منشأ آن که ماه است پی میبرد، اما فراموش نشود که نور ماه نیز از خورشید انعکاس مییابد. انوار زمینی از انوار آسمانی شعله میگیرند، ولی انوار آسمانی را نمیتوان بهصورت شکلی و ذهنی تصور نمود، بلکه بر مفهوم آن میباید تعمق کرد. چشم ما حتی به نور خورشید نمیتواند خیره نگاه کند چه رسد به انوار آسمان! پس دیدن آن نور نیاز به چشمی دگر دارد که در متون، آن را بر حسب تجربه هر شخص با نامهای متعددی همچون چشم دل، چشم روح، چشم عقل و ... خواندهاند و برای هر کدام مراتبی را درنظر گرفتهاند. لذا میباید بهدنبال دیدن نور حقیقت بود تا بلکه پروردگار هستی، پرتویی از آن را بر نفس ما بتاباند. آن پرتو علم است، که نور آن هر چیزی را در مرتبه و موقعیت ما، چه در انفس و چه در افاق هویدا میکند. لایههای آسمان را از ذات نور دریابیم و هر انسان را با میزان نور موقعیتیابی کرده و ظرفیتها را بشناسیم، تا بلکه مفهوم عدالت را که خود از جنس نور است ادراک نماییم. اما آیا نور حقیقت در این دنیا وجود دارد؟ چگونه راهی به ما نشان داده میشود تا با پیمودن آن راه، چراغ وجود خود را به شیشهای جلا دهیم و نور حقیقی را منعکس کنیم. پارسایی هدایتگر وجود انسان بهسوی انوار متعالی است که حقایق اسمانها و زمین و انچه بین انهاست را رهنمون میسازد. عارفان با تمرکز بر نور حق ، طاعت را برمیگزینند و به دنیا نمینگرند، مگر اینکه نور الهی را قبل و بین و بعد از هر چیزی ببینند و از هر صحنه پند گیرند. خداوند نور هدایت را میتابد و هر فرد یا شیئی به اندازه ظرفیت و قابلیت بهرهمند میشود. هیچ چیز در این عالم نیست الا که نمودی است بر آن عالم نور؛ پس بر انسان است تا بر نور متجلی تعمق کند تا بتواند آن دالان نور حقیقت را ادراک نماید.