رویکرد علوم شناختی به نقش خلاقیت در توسعه اقتصادی
نویسندگان
1 روه توانبخشی شناختی، پژوهشکده مغز و شناخت، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه علوم تربیتی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران
doi
چکیده
توسعه اقتصادی از جمله دغدغههای بنیادین هر جامعهای بوده و چیستی و نحوه تحقق آن را میتوان زیربناییترین موضوع اقتصاد توسعه در نظر گرفت. در طول تاریخ علم اقتصاد، اندیشمندان بزرگی در این زمینه به نظریهپردازی پرداختند. این مقاله سعی دارد تا با رویکرد جدیدی به تبیین این موضوع بپردازد. برای این منظور، ابتدا به سیر تطور اندیشههای توسعه پرداخته شده که در آن نقش سرمایه انسانی در دیدگاههای مختلف توضیح داده شده است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد که علوم شناختی بهعنوان یکی از علوم میان رشته ای نوین در عصر حاضر، بستر و ظرفیت جدیدی را برای واکاوی پدیده توسعه اقتصادی فراهم نموده است. با عنایت به این که «خلاقیت» از «مغز انسان» نشأت میگیرد، میتوان از یافتههای علومشناختی برای تبیین پدیده خلاقیت و نقش آن در فرایند توسعه اقتصادی بهره گرفت. در واقع خلاقیت و نواوری و کارافرینی برخاسته ازآن پیشرانی قدرتمند در جهت توسعه اقتصادی جوامع است و توسعه اقتصادی با شناسایی انسانهای خلاق و نوآور و کارآفرین و بسترسازی در جهت پرورش و تربیت انسانهای خلاق و توسعه سرمایه انسانی و بالتبع آن ایجاد اشتغال مبتنی برنواوری و دانش بنیانی و افزایش درامد تحقق مییابد. در این مطالعه سعی شده است با روش مروری- تحلیلی به تبیین پدیده مورد نظر یعنی نقش خلاقیت بر توسعه اقتصادی با رویکرد علوم شناختی پرداخته شود. یافته ها و نتایج تجربی پژوهش های مشابه و تجربه اخیرکشورها نشان می دهد که خلاقیت یکی از مهم ترین و بنیادی ترین مؤلفه های مؤثر بر توسعه اقتصادی کشورهای پیشرو میباشد. تمرکز بر این دیدگاه می تواند قابلیت های ویژه علمی، فنی و کاربردی برای سیاستگذاران و برنامهریزان فراهم کند.