پیرنگ‎سازی «بن‎مایۀ مقیّد» در قصه‎های فارسی

نویسندگان

1 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

doi
10.22126/rp.2025.12649.2163
چکیده

بن‎مایه‎های داستانی در قصه‎های کهن فارسی نقش‎ها و کارکردهای متنوعی ایفا می‎کنند و هم‎چون عنصری ساختاری، معنایی و زیبایی‎شناختی، در ساخت و تقویت مفاهیم قصه، انسجام متنی و نظم روایی آن مشارکت دارند؛ و از همه مهم‎تر، شماری از آن‎ها عنصری هستند که می‎توانند پیرنگ یک قصه را شکل دهند؛ این گونه از بن‎مایه‎ها که حضورشان در قصه ضروری است و به همین دلیل، غیرقابل حذف‏اند، «بن‎مایۀ مقیّد» نامیده می‎شوند. تاکنون کارکرد این بن‎مایه‎ها در قصه‎های فارسی کمتر مورد مطالعه قرار گرفته‎است. در این نوشتار، قصد داریم با تحلیل‎های ساختارگرایانه و بررسی‎های محتوایی، همراه با شواهدی از متون کهن فارسی، به توضیح کارکرد بن‎مایۀ مقیّد در ساخت پیرنگ داستانی بپردازیم. با این مقدمات، می‎توان این پرسش‎ را مطرح کرد که اگر برپایۀ آراء برخی از منتقدان، قصۀ فارسی از حیث کیفیّت روایی، کاستی‎هایی دارد، این همه جاذبه و رغبتی که چنین قصه‎هایی در مخاطب برمی‎انگیزند از کجا سرچشمه می‎گیرد؟ در توضیح این پرسش‎ و پرسش‎های دیگر، می‎توان گفت که شماری از بن‎مایه‎های مقیّد با حضور در قصه، نه تنها کاستی‎های روایی، فقدان منطق علیّت، ضعف حقیقت‎مانندی و انسجام متنی را جبران می‎کنند و مفاهیم قصه را شکل می‎دهند، حتّی با فراهم آوردن مجموعه‎ای از عناصر و مفاهیم اعتقادی، فرهنگی و اساطیری بر گرد خود، به گفتمان‎سازی در قصه نیز یاری می‎رسانند. ما این بن‎مایه‎های مقیّد را که پیرنگی تازه می‎سازند و خود بدل به پیرنگ یا قصه‎ای خواندنی می‎شوند، بن‎مایه‎های پیرنگ‎ساز نامیده‎ایم. چنین بن‎مایه‎ها و پیرنگ‎هایی را نه در ادب روایی فارسی که در ادبیات همۀ ملل دنیا می‎تواند مشاهده کرد. از این رو، مطالعاتی از این دست، در ریشه‎شناسی قصه‎های مشترک در ادبیات ملل مختلف و نیز کشف روابط فکری و فرهنگی میان ملت‎ها بسیار کارآمد خواهد بود.

کلیدواژه‌ها