تحلیل و بررسی عناصر ادبیات پلیسی-کارآگاهی در رمان‌های اسماعیل فصیح با تأکید بر رمان‌های مشهور جنایی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دورۀ دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان. ایران.

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.

doi
10.22126/rp.2023.9244.1793
چکیده

اسماعیل فصیح  از نویسندگان مشهور و پرکار در زمینۀ ادبیات داستانی است که  عناصر ادبیات پلیسی در شماری از آثار وی مانند درد سیاوش، شهباز و جغدان، شراب خام، دل کور و... بازتاب  بیشتری داشته است؛ اما با وجود شهرت نویسنده در این گونۀ ادبی و آثار قابل توجّه وی، نمی­توان نام وی را در شمار نویسندگان خلّاق ادبیات پلیسی و کارآگاهی قرار داد. سبک داستان­نویسی فصیح به‌گونه­ای است که علاوه بر حفظ ویژگی ­های قصه نویسی شرقی و استفاده از عناصر داستان­ نویسی ایرانی و ایجاد زمینه­های خاص آن کوشیده است تا به ویژگی­های داستان­ نویسی غربی نیز در رمان‌هایش توجه داشته باشد. نگارندگان در این پژوهش برآنند که با روش توصیفی-تحلیلی و استنادی، میزان موفقیت یا عدم کامیابی فصیح را در رعایت مؤلفه­ های ادبیات پلیسی و قوانین پذیرفته شدۀ آن بسنجند. نتایج نشان داد فصیح از بیشتر قوانین هشت­­گانۀ «ون داین»- یکی از نویسندگان مشهور این ژانر در سال 1928- در رمان­های خود بهره برده است؛ امّا به تمام این اصول پایبند نبوده و گاه نمونه­ های ناقض هم دیده می­ شود. در کل می­ توان گفت که خلاقیت اصلی او در بومی­ سازی­ های عناصر فرهنگ غربی در بستر داستان نویسی شرقی بوده است و این پژوهش سعی دارد تا مؤلفه ها و عناصر اصلی ادبیات داستانی پلیسی را در آثار مهم فصیح به ویژه در پنج اثر مشهور پلیسی وی که پیشتر ذکر شد؛ بررسی و تحلیل کند.

کلیدواژه‌ها