بررسی رابطه تمایل به مهاجرت و وابستگی به سرمایههای بومی در داستانهای منتخب زنان داستاننویس ایرانی از دهه هفتاد تا نود شمسی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
doi
10.22126/rp.2023.8914.1744چکیده
این مقاله به بررسی رابطه تمایل به مهاجرت و وابستگی به سرمایه های بومی در داستانهای منتخب زنان داستان نویس ایرانی از دهه هفتاد تا نود شمسی میپردازد. هدف از این تحلیل، بررسی رابطة میان وابستگی به سرمایههای بومی و تمایل به مهاجرت در میانذهنیت شخصیت های داستانهای منتخب به عنوان متون فرهنگی جامعه است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی تحلیلی است و به دلیل استفاده از نظریههای جامعهشناسی موضوعی میان رشته ای محسوب می شود. با تحلیل داستانهای منتخب از سه دوره روشن شد که میزان وابستگی شخصیتهای داستانی به سرمایه های بومی با میزان تمایل آنها به مهاجرت رابطة معکوس دارد به طوری که هرچه میزان وابستگی به سرمایه های بومی بیشتر باشد تمایل به مهاجرت در میان شخصیتها کمتر است. براساس تغییر جایگاه «خود» و «دیگری» در سپهر فرهنگی ایران در طول این سه دهه خانواده به عنوان مهمترین سرمایۀ بومی به ترتیب از گسترده به هسته ای و از هم گسیخته تغییر کرده و در نهایت به فرد رسیده است، که همین عدم وابستگی به خانواده و گسترش فردگرایی یکی از دلایل تشدید تمایل به مهاجرت به مرور زمان است.