نقش طرحواره های تصویری در مفهومسازی مضامین داستانهای کوتاه زکریا تامر(بررسی موردی: مجموعه صهیل الجواد الأبیض)
نویسندگان
1 دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
doi
10.22126/rp.2023.9073.1769چکیده
یکی از مباحث مهم در رویکرد معنابنیاد زبانشناسیشناختی طرحوارههای تصویری هستند. زکریا تامر نویسنده معاصر سوری است که از سازوکارهای شناختی در داستانهایش به بهترین وجه بهره برده است. طرحواره های تصویری ابزار معناشناختی کارآمدی برای فهم مضامین داستانی این نویسنده هستند. استفاده از طرحوارههای تصویری سبک ادبی خاصی را برای تامر رقم زده است. وی با بهرهگیری هوشمندانه از این ابزار شناختی در داستانهای خود به انتقال معانی و مفاهیم مورد نظرش به مخاطب می پردازد. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی به بررسی و تحلیل طرحوارههای تصویری برمبنای مدل طرحواره های ایوانز و گرین (2006) در یکی از مجموعه داستان های کوتاه این نویسنده پرداخته است. تحلیل دادهها نشان می دهد که تامر از همه انواع طرحوارههای تصویری در بیان مضامین داستانی استفاده کرده است که از میان آنها طرحواره های (ظرفی - حرکتی و قدرتی) بیشترین نقش را در مفهوم سازی ایفا کرده اند. سهم طرحوارههای وجودی، پیوستگی و فضایی برای مفهوم سازی در حد متوسط است. طرحواره همسانی و تعادل کمترین کاربرد را دارند.