مشکلة هویت در سازمان‌های مردم نهاد: مطالعة کیفی فعالان مدنی

نویسندگان

1 دانشیار جامعه‌شناسی دانشگاه کُردستان و پژوهشگر پاره وقت پژوهشکده کُردستان‌شناسی

2 کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه کُردستان

doi
10.22059/ijsp.2020.77484
چکیده

یکی از مسائل جامعۀ ایران که با زیست چندفرهنگی و تنوع گروه‌بندی‌های اجتماعی مشخص می‌‌شود، چگونگی مناسبات هویت‌‌های اجتماعی متنوع با یکدیگر و گذار از هویت‌‌های تکواره به هویت‌‌های چندگانه است. تکواره‌شدن هویت‌‌های اجتماعی جامعه، با متصلب‌نمودن مرزبندی‌‌های هویتی، پتانسیل منازعۀ اجتماعی و هویتی را تشدید و جامعه را چندپاره می‌‌کند. انجمن‌های مدنی به‌‌مثابه اجتماعات بینابینی، در جرح‌وتعدیل مرزبندی‌‌های هویتی و بسط و تعمیم جهت‌‌گیری‌‌های شناختی و کنشی کنشگران مدنی و تبدیل مای محلی به مای جمعی و عام، نقشی بسزا دارند. پژوهش حاضر در نظر دارد به‌میانجی تجربۀ زیستۀ فعالان مدنی در آن دسته از نهادهای مدنی که بازنمای مختصات فرهنگی و اجتماعی کُردستان است، به واکاوی و شناسایی پیامدهای هویتی فعالیت مدنی در نزد نمونه‌‌ای از فعالان مدنی بپردازد که به لحاظ خاستگاه زمینه‌‌ای، به شهرهای مختلف کُردستان تعلق دارند. این پژوهش، با رویکرد کیفی و روش نظریۀ زمینه‌ای انجام شده است. برای انتخاب نمونه‏ها از روش نمونه‏گیری هدفمند و حداکثر تنوع و برای گردآوری داده‏ها، از مصاحبۀ نیمه‌ساخت‌یافته استفاده شده است. در نمونۀ پژوهش، 27 نفر از فعالان مدنی در 20 نهاد مدنی مشارکت داشتند. بر‏اساس مطالعة حاضر، افتخار به هویت کُردی، خود بازاندیشانه (درگیری اجتماعی بازاندیشانه)، هویت ایرانی: تبار ایرانی و کثرت‌گرا، و فرارفتن از مرز خودی و غیرخودی، شناسه‌ و ابعاد هویتی کنشگران فعال در سازمان‌های مردم‌نهاد را شکل داده است. تجربۀ فعالیت مدنی برای شهروندان سنندجی، مدارای بین‌قومی، ناخرسندی از فرادستی اقوام غیربومی، احساس تبعیض، بازنمایی هویت کُردی و خودباوری در پی داشته است. مقولۀ هسته نیز بر هویت بازاندیشانه دلالت دارد که بر وجوه فردی، جمعی، متکثر، اقتضایی و تأملی هویت دلالت دارد.