فرایند طلاق در افراد طبقة متوسط شهر تهران

نویسندگان

1 دکترای جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه، دانشگاه تهران

2 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/ijsp.2020.77486
چکیده

این مقاله درصدد است تا در چارچوب رویکرد کیفی نشان دهد که آن دسته از زنان و مردان بین 30 تا 40 سالِ طبقۀ متوسطِ ساکن شهر تهران که طلاق را انتخاب کرده‎اند‎، چه الگوهای مشترکی را در رسیدن به این انتخاب با یکدیگر ترسیم کرده‎اند‎‎، ‎چه شیوه‎ها ‎و روش‎های ‎مشابهی را در پیش گرفته‎اند‎ و برمبنای کدام منطق ذهنی تصمیم گرفته‎اند‎ به زندگی مشترکشان خاتمه دهند. ازآنجایی‌که موضوع پژوهش نه فعلی خاص در محدوده‌ای خاص، بلکه روایت افراد از یک فرایند در یک بازۀ زمانی طولانی بود، از تکنیک مصاحبۀ عمیق و کدگذاری داده‎ها برای صورت‎بندی یافته‎ها استفاده شده است. در این تحقیق با 9 زن و 9 مرد ساکن شهر تهران مصاحبه شده است که همگی حداقل لیسانس و حداکثر دکتری داشتند و وضعیت مالی‌شان نیز قابل‌قبول بود. انتخاب این افراد به‌صورت هدفمند بوده و انجام مصاحبه‏ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است. براساس یافته‎‎ها‎، مصاحبه‎شوندگان‎ از خلال بازنگری در سه دورۀ اصلی زندگی‌شان یعنی دوران منتهی به تصمیم برای ازدواج، دوران زندگی مشترک و دوران تلاش برای تغییر زندگی مشترک، منطق انتخاب طلاق را برای خود صورت‌بندی کرده‎ و به این نتیجه رسیده‎اند‎ که پرداخت هزینه‎های ‎انتخاب جدایی حقوقی علی‌رغم همۀ فشارهای اجتماعی، از هزینۀ ماندن در زندگی مشترکِ غیر رضایت‌بخش، کمتر است. یافته‌ای دیگر در این مقاله این است که طلاق در این قشر بیش از هر چیز مسئله‎‎ای ‎هویتی است و عمیقاً با خودشناسی فرد و درک نوشوندۀ او از پیوند ازدواج و ویژگی‎های ‎شریک زندگی در هم آمیخته است.