گریز از مدار ضعیف زندگی زناشویی کاوشی در معنا و فرایند شکلگیری خیانت
نویسندگان
1 استادیار پژوهش، جهاد دانشگاهی واحد اصفهان
2 دانشجوی دکترای جامعهشناسی، دانشگاه یزد
doi
10.22059/ijsp.2020.77487چکیده
خیانت که بهعنوان رخدادی ناپذیرفتنی در روابط میانفردی همواره مورد توجه روانشناسان بوده است، در چند دهۀ اخیر بهمنزلۀ مشکلی اجتماعی مطرح گردیده و نظر جامعهشناسان را به خود جلب کرده است. این پژوهش، با رویکردی کیفی و با هدف مطالعۀ فرایند شکلگیری خیانت براساس معنایی که زنان خیانتدیده از آن دارند انجام شده است. در این مطالعه، از نظریۀ دادهبنیاد برای گردآوری و تحلیل دادهها استفاده شده است. نحوۀ نمونهگیری، هدفمند از نوع نمونهگیری نظری بوده است. بهمنظور گردآوری دادهها، با 20 زن ساکن در شهر اصفهان مصاحبۀ نیمهساختاریافته صورت گرفت. بعد از انجام کدگذاری باز، محوری و گزینشی، هشت مقولۀ اصلی به دست آمد که عبارتاند از: راهیابی نابسامان، زناشویی ناکارآمد، ترسهای تعاملی، اعتماد آزموننشده، گریز از زندگی، غرقگی در محیط، غرقگی در گذشته و زندگی پشتصحنهای. در آخر، مقولۀ محوری تحت عنوان «مدار ضعیف زندگی زناشویی» بهعنوان هستۀ مدل پارادایمی پدیدار گشت. براساس نتایج این مطالعه میتوان ادعا کرد شکلگیری خیانت حاصل ضعیفشدن نیروهای جاذب خانواده است به شکلی که این نیروها نمیتوانند زن و مرد را در مدار زندگی مشترک نگاه دارند؛ برایناساس، خیانت را میتوان بهمثابه گریز از مدار ضعیف زندگی زناشویی تعریف کرد.