الگویی از آنومی سازمانی و عوامل ایجادکننده ی آن
نویسندگان
1 استاد گروه مدیریت صنعتی دانشگاه علامه طباطبایی
2 مربی موسسه اموزش عالی غیر دولتی غیر انتفاعی شاندیز مشهد
3 دانشیار گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
چکیده
نظریههای پستمدرن مدعیاند تحولاتِ فضای کسبوکار، اثربخشی سازوکارهای سنتی کنترل سازمان را از بین برده و نظام هنجاری را جایگزین آنها کرده است. اختلال در نظام هنجاری، فضای آشفتهای بهوجود میآورد که سازمان و اعضای آن از دستیابی به چارچوب راهنمای رفتاری محروم میشوند. این اختلال با عنوان نظریۀ "آنومی" در جامعهشناسی شناخته شد و این پژوهش تلاش کرده است به بسط مفهومی آنومی سازمان و عوامل ایجادکنندۀ آن بپردازد. پژوهش حاضر با روششناسی کیفی، الگوی مستخرج از ادبیات جامعهشناسی و مدیریت را از طریق تحلیل محتوای قیاسی و استقرایی مصاحبههای انجامشده با خبرگان دانشگاهی (10 مصاحبه با روش نمونهگیری قضاوتی و گلولهبرفی) جرحوتعدیل کرده است. در الگوی نهایی، پنج بُعد برای آنومی سازمانی شناسایی شد: عدم التزام به هنجارها، تعارض در هنجارها، ضعیفبودن هنجارها، ابهام در هنجارها، و فقدان هنجار. یافتهها نشان میدهد علاوهبر اهمیت متغیرهای نهادی در ایجاد فضای آنومیک، متغیرهای درونسازمانی متعددی نیز نقش دارند (15 متغیر) که به حوزههای مختلفی بهویژه فرهنگ و راهبرد مربوط است. بنابراین مدیران سازمانها میتوانند از طریق تقویت عناصر مؤثر در فرهنگ سازمان و ایجاد هماهنگی بین عناصر مختلف سازمان (فرهنگ، ساختار، محیط، راهبرد) عوامل بسترساز را تضعیف نمایند. باتوجهبه جایگیری نظریۀ اصلی آنومی در پارادایم کارکردگرایانه، درنتیجهگیری و ارائۀ پیشنهادها به پارادایم پستمدرن نیز توجه شده است. درنهایت پیشنهادهای کاربردی برای مدیران بهمنظور کنترل وضعیت آنومیک ارائه میشود.