بررسی و تحلیل کارکردهای تعلیمی و اخلاقی عشق در غزلیات حسین منزوی با رویکرد به مفهوم «صمیمیت» در نظریۀ مثلث عشق از رابرت استرنبرگ

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نیشابور، دانشگاه آزاد اسلامی، نیشابور، ایران (نویسنده مسئول).

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران

doi
10.71630/parsadab.2024.1028562
چکیده

عشق را باید پدیده‌ای انسانی و فراتر از معیارهای تمایزگذار بشری دانست. وجود این عنصر در آدمی، به او هویت بخشیده و لذت‌های زندگی را برایش افزایش داده است. در حوزۀ روان‌شناسی، رابرت استرنبرگ در چهارچوب نظریۀ مثلث عشق به ابعاد گوناگونی از مفهوم عشق پرداخته و آن را دارای سه ضلع صمیمیت، شور و تعهد دانسته است. در شعر فارسی نیز، شاعران بسیاری به این مفهوم اشاره کرده-اند. در این بین، حسین منزوی بارها در غزلیات خود از اهمیت عشق و لزوم صمیمیت در آن سخن گفته و کارکرد تعلیمی آن را مورد نظر قرار داده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی کارکردهای اخلاقی صمیمیت در پیوندهای میان عاشق و معشوق در غزل‌های منزوی است. این تحقیق با استناد به منابع کتابخانه‌ای و روش توصیفی- تحلیلی تدوین شده است. نتایح تحقیق نشان می‌دهد مفهوم صمیمیت در روابط عاشقانه‌ای که در غزلیات شاعر تبیین شده است به سویه‌های تعلیمی متنوعی چون: حمایت احساسی و هیجانی از معشوق؛ تجربۀ خوشحالی در کنار معشوق؛ احترام بسیار برای معشوق و ارج نهادن به یکدیگر؛ تکیه کردن بر معشوق هنگام نیازمندی‌ها، افزایش روحیۀ ایثارگری و بذل مال برای همدیگر در رابطه اشاره دارد. در یک نگاه کلی، عشق در ساختار فکری منزوی، صرفاً در روابط هیجانی و احساسی بینافردی خلاصه نمی‌شود و او کارکردهایی اخلاقی برای این پدیدۀ انسانی در نظر گرفته و در اشعار خود بازتاب داده است. بنابراین، نگاه شاعر به پدیدۀ عشق، دارای دو وجه اخلاقی- عاطفی است و این نگاه را می‌توان به عنوان شاخصه‌ای سبکی در نظر گرفت.